کلاس تخصصی المپیاد زیست شناسی، کمپبل تابستان 99 لینک خبرها
دسته‌بندی:   سلاطین علم

گالوا، نبوغ در مقابل حماقت (1)

گالوا، نبوغ در مقابل حماقت (1)

 در مقابل حماقت، خداوندان نیز بدون کسب نتیجه می‌جنگند. - شیلر-

اواریست گالوا (به فرانسوی:Évariste Galois، تولد ۲۵ اکتبر ۱۸۱۱– درگذشت ۳۱ مه ۱۸۳۲) ریاضی‌دان و انقلابی فرانسوی بود.

 فقر و تنگدستی آبل (ریاضیدان مشهور) را هلاک کرد اما حماقت موجب مرگ گالوا شد. در تاریخ علم مثالی کامل تر و روشن تر از دوران زندگی کوتاه اواریست گالوا وجود ندارد که نشان دهد چگونه خشن ترین انواع حماقت بر نبوغی رام نشدنی غلبه می یابد. گالوا بی شک از جمله فرشتگان نیست اما در هر حال قدرت نبوغ پر جلال او در نتیجه توده فراوان حماقت که بر ضد او متحد گردید خفه شد و تمام زندگانی خود را تلف کرد تا در پی مبارزه با احمق هایی که اطرافش بودند بپردازد.

 یازده سال اولیه زندگی گالوا با خوشبختی گذشت. پدر و مادرش در حومه پاریس می زیستند و در همین جا بود که اواریست گالوا در بیست و پنجم اکتبر ۱۸۱۱ متولد شد. پدرش مردی صاحب فرهنگی وسیع، سرشار از فلسفه مخالف پرشور رژیم سلطنتی گذشته و هواخواه پرحرارت آزادی بود. در مدت حکومت ۱۰۰ روزه ناپلئون، او را به عنوان شهردار روستایش برگزیدند و بعد از جنگ واترلو وی در سمت خود باقی ماند و با کمال وفاداری به پادشاه خدمت کرد و از اهالی روستای خود در مقابل کشیش ابله آن جا حمایت می نمود و با سرودن اشعاری به سبک قدیم که خود می سراید اجتماعات محلی را غرق شادمانی می کرد؛ اما همین علاقه مندی او با اینکه بی آزار بود موجب نابودی اش شد.

 تا ۱۲ سالگی گالوا به جز مادرش -ماری دمانت- معلم دیگری داشت. این زن از خانواده‌ای بود که چند نسل متوالی حقوقدانان بزرگی بودند و و بسیاری از خصوصیات اخلاقی مادر در گالوا دیده می‌شد. پدربزرگ گالوا (پدر مادرش) گویا مرد عجیبی بوده است و در آن زمان تعلیمات عمیق ادبی و مذهبی به دخترش داده بود و وی آنها را به پسر بزرگ خود منتقل کرد. اما نه به آن گونه که خود تعلیمات را دریافت کرده بود، بلکه آغشته با شهامت مردان ای که نشانگر روح آزاد و مستقل وی بوده است. دوستانش درباره وی چنین اظهار می کردند که زنی با اخلاق مردانه است و فکری وسیع و بخشنده دارد. وی تا سال ۱۸۷۲ و تا آخر این سال ها قدرت فکری خود را حفظ کرد. او همچون شوهرش از استبداد تنفر داشت.

 در مورد گالوا، نه از سمت پدری و نه مادری هیچگونه اثری از استعداد ریاضی به دست نیامده است. نبوغ ریاضی گالوا به طور ناگهانی آشکار شد و احتمالاً بروز آن مربوط به اوایل دوران بلوغ است. وی کودکی مهربان و البته کمی خشن و عبوس بود و البته در موارد لازم می ‌توانست در مجالس و اجتماعات پدر شرکت کنند و یا شعر بخواند.

 در سال ۱۸۲۳ وارد مدرسه متوسطه ‏لوئی لوگران -نام یک فیلسوف رومی، وفات 65 میلادی- در پاریس شد. این مدرسه که اولین مدرسه گالوا بود در آن دوران زندانی واقعی بود که درهای آن را قفل و پنجره هایش را با نرده های آهنی مسدود کرده بودند و در راس مدرسه مدیری قرار داشت که بیشتر مناسب زندانبان سیاسی بود تا اینکه یک معلم باشد. فرانسه سال ۱۸۲۳ هنوز انقلاب بزرگ را از خاطر نبرده بود. توطئه ها و ضد توطئه ها، سرکشی ها و شهرت های انقلاب فراوانی وجود داشت و انعکاسی از این نهضت ها وارد مدرسه می شد. بسیاری از شاگردان به مدیر مدرسه بدبین بودند و تصور می کردند که نقشه هایی دارد تا بار دیگر عنان مدرسه را به دست کشیشان ژزوئیت بدهد و بنابراین سرکشی کردند و از خواندن سرود مذهبی در مدرسه خودداری کردند. مدیر مدرسه حتی بدون این که پدران و مادران را مطلع سازد افرادی را که بیشتر به آنها سوءظن داشت که احتمالاً بیشتر از همه مقصرند اخراج کرد و همه را از مدرسه بیرون انداخت. گالوا در میان این شاگردان قرار نداشت ولی ای کاش در میان آنان بود.  تا این تاریخ استبداد برای گالوا تنها یک کلمه بود و بس، اما اکنون آن را به صورت عملی دید و این تجربه چنان در وی اثر گذاشت که یکی از جنبه های اخلاقی او را به وجود آورد. در پایان اولین سال مدرسه، پایدارترین چیزی که غالبا به آن رسید این موضوع بود که سخت‌گیری مفرط و ایجاد وحشت نمی تواند احساسات شرافتمندانه و عدالت خواهی را در جوانانی که بدون غرض اولین آثار از خود گذشتگی را بروز می دهند، نابود سازد. وی جوانتر از بود که این حادثه را از یاد ببرد.

 سال بعد از آن، علاقه ای که وی به مطالعات ادبی و زبان‌های لاتین و یونانی نشان می داد از بین رفته و همین زمان استعداد ریاضی او آشکار شد. معلمانش اظهار کردند که باید یک سال دیگر در همین کلاس بماند اما پدرش مخالفت کرد و گالوا مجبور شد مطالعات ادبی و دستور زبان لاتین و یونانی را ادامه دهد. در کارنامه اش او را شاگرد نالایق و بازیگوش شناختند و معلمان بر پدرش غلبه کردند و یک سال دیگر در آن کلاس ماند. با انزجار تکالیف مدرسه را بسیار سطحی انجام می‌داد و نه توجهی به این مطالعات داشت و نه نظر او را جلب می کرد. در این زمان آموزش های ریاضی مدرسه عملاً در حاشیه تعلیمات دیگر بود و دانش آموزان کم و بیش اگر وقتی برایشان باقی می‌ماند به کارریاضی می‌پرداختند.

 در همین سال پر کسالت بود که طی درس های منظم مطالعه ریاضی را شروع کرد و با کتاب زیبای هندسه لژاندر راه خود را می پیماید. برنامه مدرسه این بود که بهترین شاگردان در ریاضی باید بتوانند طی مدت دو سال تمام کتاب لژاندر را آموزش ببینند. گالوا تمام این کتاب را به همان آسانی خواند که کودکان دیگر افسانه های دزدان دریایی را می‌خواندند و غرق سرور و شادمانی می شدند. این کتاب یک منبع درسی عادی نبود، بلکه اثری هنری بود. یک بار مطالعه کافی بود برای اینکه به کودک مستعد همه ساختار هندسه مقدماتی را بیاموزد چنانکه کاملا بر آن مسلط شود. عکس العمل وی در مقابل جبر درست نقطه مقابل این بود. وی از این درس متنفر شد و برای کسی که با روش فکری گالوا آشنا باشد علت این موضوع مشخص است. در این مبحث استادی مانند لژاندر برای تحریک نبوغ او وجود نداشت. کتاب جبر تنها یک کتاب درسی عادی بود و بس. طبیعی است گالوا با تحقیر بسیار آن را کنار گذاشت و طبق صحبت خود او، چیزی که در این کتاب وجود نداشت آن نشانه خلاقیت ای است که فقط یک ریاضیدان خلاق می‌توانست به آن بدهد. از آنجا که زمان مطالعه کتاب لژاندر آموخته بود که چگونه می توان ریاضیدان بزرگ را به وسیله اثرش شناسایی کرد تصمیم گرفت که خود اداره کار خویش را بر عهده بگیرد. بنابراین حرفهای معلم خود را کنار گذاشت و برای آموختن جبر مستقیماً به اثر بزرگان زمان یعنی لاگرانژ مراجعه کرد و آنگاه به مطالعه آثار جبری آبل پرداخت. این پسر ۱۴ یا ۱۵ ساله با سهولت شاهکارهای جبری زمان خود را که در خور ریاضیدانان حرفه‌ای و باتجربه بود -یعنی آثار دست اول درباره حل عددی معادلات، تئوری توابع تحلیلی و حساب دیفرانسیل توابع- را به سهولت آموخت. قدرت خارق العاده گالوا در این که محاسبات ریاضی را تقریباً به طور کامل، هرچقدر هم که می‌خواهد پیچیده باشد، در ذهن انجام دهد موجب سادگی ارتباط او با معلمان نمی شد و اصرار ایشان در باره بیان جزئیاتی که به‌نظر گالوا بدیهی یا پیش و پا افتاده بودند، بیش از حد ممکن وی را خشمگین می ساخت و در موارد متعدد صبر خود را از دست می‌داد. این موضوع باعث حیرت معلمان و حتی دوستان او شد.

 گالوا به محض اینکه حس کرد در ریاضیات دارای استعدادی خارق العاده است ناگهان خلق و خوی وی به طور عمیقی تغییر یافت. در ابتدای سال تحصیلی در کارنامه او این طور اظهار نظر شد " بسیار آرام، پر از سادگی و صداقت و صاحب اخلاقیات دلپسند است، اما در خلق و خوی او نکات عجیبی وجود دارد.". بعد از مدتی در موردش چنین نوشتند که گالوا را نمی توان نجات داد و متکبر است و احساسی تحمل ناپذیر از ایجاد بدایع در وی وجود دارد. بعد از چندی یکی از معلمانش که معلم دانا بود چنین اظهار نظر کرد "جلوه ریاضیات بر این پسر حاکم شده است. من چنین گمان می کنم که پدر و مادرش باید او را منحصراً به آموختن و مطالعه ریاضی وادارند. وی در این مدرسه وقت خود را تلف می کند و تنها کاری که می‌کند آن است که دیگران و معلمان را زجر دهد و خود زجر بکشد.".  در ۱۶ سالگی گالوا دچار اشتباه عجیبی شد. از آنجا که نمی‌دانست آبل در ابتدای شروع به‌کار ریاضی تصور کرده بود معادله کلی چند جمله ای درجه ۵ را حل کرده است، خود او نیز این اشتباه را تکرار کرد و تصور کرد آنچه را که شدنی نیست انجام داده است. اما این اشتباه مدت زمان زیادی به طول نینجامید. دوران زندگی آبل و گالوا تشابه فراوان دیگری نیز دارد.

پایان قسمت اول

قسمت دوم زندگی نامه گالوا را در اینجا بخوانید.

قسمت سوم زندگی نامه گالوا را در اینجا بخوانید.

قسمت چهارم زندگی نامه گالوا را در اینجا بخوانید.

  
مقاله‌ی قبلی »
دیگر مقالات سایت
حکایت موش است و قالب پنیر

حکایت موش است و قالب پنیر

این مثل داستانی دارد؛ می‌گویند روزی از روز‌ها دو موش تکه‌ای پنیر پیدا کردند. خواستند آن را به دو قسمت مساوی تقسیم کنند؛ ولی نتوانستند. یکی از آن‌ها...

خاطرات یک روانشناس در دوران کرونا

خاطرات یک روانشناس در دوران کرونا

ساعت ۱۰ امروز مشاوره آن لاین داشتم با دختری ۳۰ ساله که اولین بار بود می دیدمش . خوب طبق روال همیشه ازش خواستم یه کم از خودش برام تعریف کنه. شروع کرد به حرف زدن در مورد...

در باب ادبیات

در باب ادبیات

به قلم خانم سارا همتی، رتبه یک کنکور تجربی 94

بعد از متن مشاوره‌ای آقای علیرضا سخایی راد رتبه...