کلاس تخصصی المپیاد زیست شناسی، کمپبل تابستان 99 لینک خبرها
دسته‌بندی:   سلاطین علم

جیمز دی واتسون، نوبلیست 4.1 میلیون دلاری!

جیمز دی واتسون، نوبلیست 4.1 میلیون دلاری!

جیمز دی واتسون متولد 6 آوریل 1928، در شیکاگو، ایلینویز، به کشف ساختار دو مارپیچ DNA به همراه فرانسیس کریک پرداخت. واتسون جایزه نوبل 1962 را دریافت کرد و در زمینه تحقیقات سرطان و نقشه برداری از ژنوم انسانی به فعالیت خود ادامه داد. وی بعداً برای چندین اظهارنظر جنجالی در مورد موضوعات اعم از چاقی تا هوش مبتنی بر نژاد، مورد حمله قرار گرفت.

سال های اول

جیمز دیوی واتسون در 6 آوریل 1928 در شیکاگو، ایلینویز متولد شد و دوران کودکی خود را در آنجا گذراند و قبل از اخذ بورس تحصیلی در دانشگاه شیکاگو و ثبت نام در 15 سالگی، در مدرسه Horace Mann Grammar و دبیرستان South Shore شرکت کرد. وی مدرک لیسانس علوم جانورشناسی را دریافت کرد و سپس برای ادامه تحصیل در دانشگاه ایندیانا در بلومینگتون، دکترای خود را در سال 1950 دریافت کرد. در طول تحصیلات تکمیلی ، واتسون تحت تأثیر کار متخصصان ژنتیک H.J. مولر و T.M.Sonneborn و میکروبیولوژیست S.E.Luria قرار گرفت. پایان نامه دکتری وی، بررسی تأثیر اشعه X بر روی ضرب باکتریوفاژ بود و وی به کار دانشمندان شاغل در دانشگاه کمبریج با الگوهای عکاسی ساخته شده توسط پرتوهای ایکس علاقه مند شد.

در سال 1950 ، واتسون تحصیلات خود را بعد از دکترا در کپنهاگ به عنوان همکار مرک در شورای تحقیقات ملی آغاز کرد. در این مدت، او با بیوشیمیست هرمان کالکار، و بعداً میکروبیولوژیست اوله مالی، همکاری کرد و ویروس های باکتریایی را برای بررسی ساختار DNA مورد مطالعه قرار داد. در بهار سال 1951، او با کالكار به ایستگاه جانورشناسی در ناپل رفت و در آنجا با موریس ویلكینز ملاقات كرد و برای اولین بار الگوی پراش پرتونگاری DNA بلورین را دید. در پاییز، لوریا و بیوشیمیست انگلیسی جان کندرو به واتسون کمک کردند تحقیقات خود را به آزمایشگاه کاوندیش دانشگاه کمبریج منتقل کند، جایی که وی کار خود را با اشعه ایکس ادامه داد و فنون پراش را یاد گرفت. او همچنین با فرانسیس کریک، زیست شناس مولکولی، ملاقات کرد. این زوج خیلی زود کار تاریخی خود را آغاز کردند.

کشف

نخستین تلاش جدی کریک و واتسون برای کشف ساختار DNA به نتیجه نرسید، اما تلاش دوم آنها در بهار سال 1953 نتیجه گرفت و منجر به این شد که این زوج پیکربندی دو مارپیچ را که شبیه نردبان پیچ خورده است، ارائه دهند. مدل آن‌ها همچنین نشان داد که چگونه مولکول DNA می تواند خودش را تکثیر کند، بنابراین به یکی از سؤالات اساسی ثابت در زمینه ژنتیک پاسخ می دهد. واتسون و کریک یافته های خود را در "ساختار مولکولی اسیدهای نوکلئیک " در مجله انگلیسی Nature در آوریل-مه 1953 منتشر کردند تا تحسین برانگیز باشند.

 

واتسون و کریک از کار شیمیدان انگلیسی روزالیند فرانکلین (Rosalind Franklin)، همکار موریس ویلکینز در کالج کینگ لندن استفاده کرده بودند تا به کشف این ساختار برسند، با این حال، سهم وی در یافته های آن‌ها تا بعد از مرگ وی تا حد زیادی ناشناخته ماند. فرانکلین چندین مقاله منتشر نشده را برای توصیف کیفیت ساختاری DNA گردآوری کرده بود و به همراه شاگردش ریموند گوسلینگ تصویر پراش پرتو X از DNA، معروف به عکس 51 را تهیه کرده بود که این امر به عنوان شواهد مهمی در شناسایی ساختار DNA تبدیل می شود. بدون آگاهی یا اجازه فرانکلین، ویلکینز Photo 51 و داده های خود را با واتسون به اشتراک گذاشت. اگرچه واتسون و كریك در مقاله خود پاورقی نوشتند و تصدیق كردند كه آنها "از یك دانش كلی" از سهم های منتشر نشده فرانكلین استفاده کرده اند، اما واتسون، كریك و ویلكینز بودند كه در سال 1962، جایزه نوبل را برای كار خود دریافت كردند. چهار سال پس از آن فرانکلین بر اثر سرطان تخمدان درگذشت.

francis crick and james watson and rosalind franklin

دانشگاهی و فراتر از آن

در سال 1955، واتسون به دانشگاه هاروارد منتقل شد و در آنجا 15 سال تدریس زیست شناسی کرد و تحقیقات انجام داد. در حالی که در آنجا بود، وی Molology Biology of the Gen را منتشر کرد که در ادامه به یکی از متون پرکاربرد زیست شناسی تبدیل شد.

در سال 1968 ، واتسون مجدداً آزمایشگاه زیست شناسی کمی را در Cold Spring Harbor، لانگ آیلند، نیویورک گرفت و آن را به یک مرکز جهانی تحقیقات زیست شناسی مولکولی در طی دهه های بعدی تبدیل کرد. در آن سال، او همچنین خاطرات خود را در کتابی با نام Double Helix: یک حساب شخصی از کشف ساختار DNA نوشت.

The Double Helix: A Personal Account of the Discovery of the Structure of DNA

واتسون در سال 1968 با الیزابت لوییس ازدواج کرد و آنها صاحب دو پسر شدن - روفوس، که در سال 1970 به دنیا آمد ، و دانکن، که در سال 1972 به دنیا آمد. پسر بزرگتر او، روفوس، مبتلا به اسکیزوفرنی تشخیص داده شد، که در جهت کار واتسون نقش داشت. واتسون به نقل از تلگراف گفت: "روفوس به دلیل اسکیزوفرنی نمی تواند زندگی مستقلی را در پیش بگیرد و فاقد توانایی درگیر شدن در فعالیت های روزانه است." وی گفت: "مدت طولانی، من و همسرم امیدوار بودیم که آنچه روفوس به آن نیاز دارد، یک چالش مناسب برای تمرکز باشد. اما با گذشت او در بزرگسالی، من از ترس منشأ زندگی کم رنگ او در ژن‌هایش می ترسیدم. من به پروژه ژنوم انسانی کمک می کنم."

از سال 1988 تا 1992، واتسون به تأسیس و هدایت پروژه ژنوم انسانی در مؤسسات ملی بهداشت کمک کرد، جایی که وی بر نقشه برداری از ژن ها در کروموزوم های انسانی نظارت داشت. ژنوم خودش در سال 2007 توالی شد، و او دومین نفری بود که این کار انجام داد. واتسون در Cold Spring Harbor نوشت: "من دنباله ژنوم خود را به منظور ترغیب پیشرفت دوره ای از پزشکی شخصی ارائه می كنم كه در آن می‌توان از اطلاعات موجود در ژنوم ما برای شناسایی و جلوگیری از بیماری و ایجاد روش‌های درمانی شخصی استفاده كرد."

در اقدامی بحث برانگیز، واتسون در دسامبر سال 2014 جایزه نوبل خود را در کریستی به حراج گذاشت، اولین باری که یک جایزه نوبل توسط یک برنده زنده نوبل فروخته می شود. این جایزه به مبلغ 4.1 میلیون دلار فروخته شد، که واتسون به نیویورک تایمز گفت ، بخشی از آن برای جمع آوری بودجه "برای پشتیبانی و توانمندسازی کشف علمی" و همچنین برای حمایت از خود و خانواده استفاده می‌شود. میلیاردر روسی آلیشر عثمانوف که توسط مجله Forbes به عنوان ثروتمندترین کشور روسیه درج شده بود، جایزه نوبل را خریداری کرد و آنرا به واتسون بازگرداند. عثمانوف در بیانیه ای گفت: "این افتخار بزرگی برای من بود كه می توانم احترام خود را نسبت به دانشمندانی كه سهم ارزنده ای در پیشرفت علم مدرن داشته اند نشان دهم." این نوع جوایز باید در کنار گیرندگان اصلی آنها باشد."

به قلم نهال بالین پرست

دیگر مقالات سایت
تنظیم وقت

تنظیم وقت

زمان نامحدود است، اما ما فرصت کمی داریم. عباراتی مثل "فرصت سرخاراندن ندارم" و "زمان مثل برق و باد میگذرد " و "وقت زیادي دارم" نشان می دهد که روي زمان کنترل نداریم، یا ا...

نظریه اثر بزرگ پایانی

نظریه اثر بزرگ پایانی

اگر به چهره‌ی قهرمانان ورزشی روی سکوهای المپیک نگاه کنید احتمالا متوجه می‌شوید که برندگان مدال برنز از برندگان مدال نقره خوشحال‌تر هستند!

مدیریت ترس و اضطراب در مواجهه با کرونا ویروس

مدیریت ترس و اضطراب در مواجهه با کرونا ویروس

کروناویروس بالاخره به ایران هم رسید. البته قابل پیش بینی هم بود و کاملاً طبیعی است که از این بحران سلامتی در حال گسترش، احساس نگرانی کنیم. شکی نیست که در مورد شیوع فعلی...