آزمون‌های آزمایشی المپیاد زیست شناسی 🎖اگر المپیاد زیستی هستید، قطعا پیشنهاد میشه 🎖
دسته‌بندی:   زیست شناسی

زندگی نئاندرتال‌ها از آغاز تا انقراض - قسمت 4

زندگی نئاندرتال‌ها از آغاز تا انقراض - قسمت 4

در این سلسله مقالات نگاهی تاریخی به اجداد انسان خواهیم داشت و به این منظور با زندگی نئاندرتال، زندگی اجتماعی‌شان و همینطور انقراض آن‌ها آشنا خواهیم شد. امیدواریم از آشنایی با اجدادمان و سرگذشت آن‌ها لذت ببرید. این مطالب توسط مهدی محمدطاهری جمع‌آوری و تالیف شده است و به صورت رایگان انتشار عمومی یافته است.

فصل سوم: زندگی اجتماعی نئاندرتال ها

نئاندرتال ها دارای زندگی اجتماعی و فرهنگ مخصوص به خود بوده اند. در ابتدا و به باور عمومی این گونه انسان وحشی و دارای روحیه حیوانی بوده است در حالی که طی سال های اخیر و با مطالعات پژوهشگران مشخص شد نئاندرتال ها موجوداتی اجتماعی و آرامی بوده اند که در پی حفظ بقای خود و گذران زندگی به حیاتشان ادامه می داده اند. در زیر به مواردی اشاره می شود که بیانگر روابط حاکم بر جوامع اجتماعی نئاندرتالی است:

  1. خلق آثار هنری و ترسیم نقاشی
    نئاندرتال ها نقاشان چیره دستی بوده اند که در غارها و بر کناره صخره ها آثار هنری بدیع را خلق و به یادگار گذاشته اند. ترسیم یک اثر هنری لازمه مفروضاتی است که انسان نئاندرتال می بایست از آن برخوردار بوده باشد تا بتواند به نقاشی بر روی سنگ ها مبادرت ورزد این توانائی ها عبارتند از:
    الف) فکر انتزاعی: انسان نئاندرتال باید قابلیت تصویر پردازی ذهنی را داشته تا بتواند یک حیوان را تجسم نماید. در صورتی که قدرت حافظه و یادی وجود نداشته باشد هیچ تفکر و پیش زمینه ای نمی تواند در ذهن تجسم شود. انتزاع عملی از ذهن آدمی است که خصوصیتی از خصوصیات چیزی را بدون توجه به دیگر خصوصیات در نظر گیرد، در حالی که آن خصوصیت به تنهایی نتواند وجود داشته باشد. مانند شکل یا ضخامت یا رنگ یا وزن یک کتاب صرف نظر از دیگر خصوصیات آن. اصولا مفهوم عدد یک اندیشه انتزاعی است. ذهن انسان نئاندرتال به عنوان یک تیره انسانی دارای توانایی یاد گیری و یاد سپاری بوده است. اندیشه نمادی شگفت انگیزترین ویژگی ذهن آدمی است و آن عبارت است از پذیرفتن نمادهای اشیا به جای خود آن‌ها یعنی قبول نوشته آب و گفته آب و تصویر آب به جای خود آب و احیای آب در ذهن.
    ب) درک از هم نوع: قدرت تشخیص، قابلیت فهم موجودات و اشیاء محیطی به نحوی که انسان نئاندرتال درک هم نوع را داشته و آگاهی نسبت به حیوانات دیگر و اشیاء اطراف خود را داشته است. 
    ج) ابزار نقاشی: فراهم نمودن ابزار و آلاتی که بتواند بر روی سنگ حجاری و نقاشی هنری را پدید آورد این امر بیانگر قدرت فکری انسان نئاندرتال در استفاده از ابزار بوده است.
    د) تشخیص و تفکیک رنگ ها: تشخیص رنگ آمیزی و تفکیک رنگ های از سوی انسان نئاندرتال صورت می گرفته است. بنابراین قدرت بینائی آن‌ها شبیه به انسان امروزی بوده همین مسئله ثابت می نماید انسان نئاندرتال اشیاء محیطی را به صورت رنگی و واقعی می دیده و توانائی تشخیص رنگ ها را داشته است.
    ه) امنیت: امنیت و آرامش خاطر در خصوص خلق آثار هنری ویژه جوامع نئاندرتالی بوده است. بدون تردید عدم امنیت نمی تواند سبب به وجود آمدن آثار هنری شود انسان نئاندرتال با تابش خورشید و با توجه به دید روزانه قادر به حجاری تصاویر بوده و این امر بیانگر زندگی جمعی آن‌ها و دارا بودن از امنیت بوده است.
  2. شکار کبوتران به روش تله گذاری
    به دام انداختن حیوانات و شکار آن‌ها نیز حکایت از زندگی اجتماعی نئاندرتال ها در زمینه تامین منابع غذایی دارد یک شکار خود دارای شرایط خاصی است که نشان از پیشرفت مهم زندگی اجتماعی این گونه انسانی دارد:
    الف) هدف گذاری شکار: انتخاب کبوتر بیانگر فهم تشخیص انسان نئاندرتال در تامین منابغ غذایی او بوده، چرا که انسان نئاندرتال باید توانائی بالا رفتن از درختان و هم چنین صخره را داشته تا بتواند به لانه کبوتران دست یابد. این امر بیانگر قدرت آن‌ها در استفاده از دستان و پاهایشان بوده است.
    ب) گسترانیدن دام و تله گذاری: تله گذاری و به دام انداختن کبوتران بیانگر سیستم ابتدائی در شکار حیوانات دارد، انسان نئاندرتال به شیوه های خود و با استفاده از استخوان حیوانات و شاخ و برگ درختان تله های را کار گذاری و به صید کبوتر و پرندگان کوچک می پرداخته است. گروه صیاد می بایست بتواند پیش از اقدام به صید نقشه ای برای اجرای آن بکشد و فعالیت های همه اعضای دسته را هماهنگ کند و برنامه طرح شده را با سرزمین های مخصوص و عادات گوناگون صید تطبیق دهد و به منظور ایمنی افراد دسته و چیزهای پیش بینی نشده امکانات گوناگون فراهم سازد.
    ج) تشخیص مایحتاج: استخوان های به دست آمده از تنگه جبل الطارق گواه این واقیعت است که انسان نئاندرتال پرندگان را شکار و به همراه خود به غار برده و در آنجا استفاده می کرده به نوعی او قادر بوده که مایحتاج خود را تشخیص و نسبت به شکار حیوانات بپردازد.
    د) تسلط بر آتش و نگه داشتن آن: نشانه های طبخ گوشت کبوتر حاکی از تسلط انسان نئاندرتال بر آتش و نگهداری از آن بوده است. به طوری که روشن کردن آتش و به تبع آن حفظ شعله های آن مستلزم قدرت فکری و استفاده از ابزار بوده است.

  3. مراقبت از بیماران و کودکان
    نظام حاکم بر جواع نئاندرتالی سیستمی بر اساس توانائی جسمی بوده است. در این گونه نظام ها بزرگان و قدرتمندان رهبران قوم هستند، شکار منبع اصلی تهیه غذا از سوی این گونه انسانی بوده که در این فرایند امکان زخمی شدن وجود داشته است. مجروحان حوادث از سوی سایر اعضای گروه به داخل غارها انتقال یافته و توسط گیاهان به خصوص بابونه مداوا می شده اند:
    الف) شناخت و آگاهی از بیماری: در قبل گفته شد انسان نئاندرتال توانائی شناخت محیط و هم نوع را داشته است او هم چنین قادر بوده که نئاندرتال بیمار و یا مصدوم را تشخیص و در جهت بهبودی و درمان آن اقدام کند شاید بتوان گفت در جامعه نئاندرتالی گروهی در این کار تخصص داشته و آن را انجام می دادند البته اثبات ادعای فوق بسیار سخت و شاید سال های بعد زوایای آن مشخص شود در صورت پذیرش باید نوعی تقسیم کار را نیز در جامعه نئاندرتالی پذیرفت اما اثبات آن به پژوهش نیاز دارد.
    ب) پی بردن به خواص درمانی گیاهان: تحقیقات اخیر نشان می دهد نئاندرتال با آگاهی از خاصیت درمانی بعضی از گیاهان آن‌ها را در رژیم غذایی خود نیز جای می داده اند با توجه به مزه تلخ بعضی از گیاهان که از آثار به جای مانده در لثه نئاندرتال ها یافته شده حکایت از آگاهی آن‌ها به خواص طبیعی گیاهان دارد.
    ج) درک دوره طفولیت کودکان: کودکان تا زمان بلوغ جسمی و حضور در شکار در غارها زندگی و با وسائلی که شاید بتوان از آن‌ها تحت عنوان اسباب بازی یاد شود به بازی های کودکانه مشغول بوده اند.
  4. تکلم و قابلیت گویش در انسان نئاندرتال
    در فصل دوم توضیحاتی در خصوص اثبات توانائی انسان نئاندرتال در تولید اصوات داده شد. به نظر می رسد انسان نئاندرتال در ابتدا برای برقراری ارتباط با هم نوعان خود از دستانش بهره می گرفته است و بعدها توانست قابلیت تکلم و زبان را نیز داشته باشد. هر چند نکات بسیاری در این خصوص هم چنان در اسرار جهان هستی باقی مانده است، اما به نظر می رسد این توانائی می توانسته در شکار و هم چنین تفهیم خواسته انسان نئاندرتال بسیار موثر باشد و همین امر سبب شده که آن‌ها به صورت گروهی در غارها زندگی کنند و جوامع بدوی را به وجود آورند. زبان نشان ویژه و ممتاز فرهنگ و وسیله ای است که انتقال فرهنگ را از نسلی به نسل دیگر از فردی به فرد دیگر و از جامعه ای به جوامع دیگر امکان پذیر می سازد.
  5. مهاجرت و حرکت به سمت شرق اروپا
    انسان نئاندرتال در غارها زندگی و به ندرت محل زندگی خود را ترک می کرده اما بر اساس تحقیقات حاضر به نظر می رسد این گونه انسانی در پاره ای از زمان با توجه به فهم شرایط آب و هوا نسبت به تغییر مکان اقدام می نموده است. حرکت انسان نئاندرتال به سوی شرق اروپا موکد این مسئله است که این گونه انسانی شاید کوچ های فصلی داشته و از مناطق خود عبور می کرده است.
  6. به خاک سپاری مردگان از سوی انسان نئاندرتال
    در فصل قبل اشاره شد انسان نئاندرتال اجساد مردگان را دفن و بر روی مزار آن‌ها گل می ریخته است که به نظر می رسد این رفتار دارای فرهنگ مخصوص جوامع نئاندرتالی بوده است. تدفین و مفهوم آن در میان جوامع انسان نئاندرتال از بحث انگیزترین موضوعات مربوط به دوره پارینه سنگی میانی است. در این باره بحث‌های فراوانی شکل گرفته و نظرات متفاوتی درباره وجود یا عدم وجود تدفین در این دوره بیان شده است اما موضوع مهم تعبیرهای متفاوت از مفهوم تدفین در این دوره است. بعضی تدفین در این دوره را دفن کردن آگاهانه جسد می دانند که احتمالاً به موازات پیچیده شدن مغز و روابط اجتماعی انجام می شده است و بعضی دیگر مفهوم تدفین را گسترده می کنند و معتقدند که اندیشه های آیینی در تدفین ها تجلی می یابد.
    در میان رفتارهای زیستیِ زندگی انسانی که به پدیده های فرهنگی بدل شده اند، هیچ رفتاری به قدرت و تأثیرگذاری مرگ نبوده است. با توجه به پژوهش ها به نظر می رسد مرگ آگاهی به دو مؤلفه اساسی نیاز دارد:
    نخست، فرآیند رشد مغز به خصوص لبُ های پیشانی و گیجگاهی و دوم مؤلفه های فرهنگی، هرچند اهمیت و ضرورت رشد مغز بسیار پررنگ تر از مورد دوم است. از یکسو، با بررسی قالب های درونی جمجمه انسان ریخت ها به نظر میرسد انسان نئاندرتال دارای ظرفیت های مورد نیاز مغزی برای مرگ آگاه شدن بوده است و از سوی دیگر تدفین های دوره پارینه سنگی میانی که به عنوان یکی از اولین پاسخ ها و مواجهات مهم به آگاهی از مرگ در نظر گرفته می شوند. به همراه وجود شواهد مراقبت از همنوع و سایر مواد فرهنگی در ارتباط با آگاهی از مرگ و گستردگی دو بخش ذکرشده مغز درصد وجود مرگ آگاهی در این انسان را افزایش می دهد.
  7. ابداع روش بستن سنگ به چوپ جهت ساخت نیزه
    نئاندرتال ها انسان های مبتکر نبودن چرا که از ابزاری برای شکار استفاده می کردند که نیاکان آن‌ها در یک میلیون سال پیش ساخته بودند، اما آن‌ها ها قابلیت استفاده از ابزار را داشته اند و می توان گفت نئاندرتال‌ها بیشتر به شناخت مبتنی بر کسب مهارت متکی بودند. از جمله ابزار مورد استفاده انسان نئاندرتال در شکار نیزه بوده این وسیله با بستن سنگ تیز به چوب ساخته و مورد بهره برداری قرار می گرفته است.
  8. تولید مثل
    نئاندرتال‌ها دارای فرهنگ خاص خود در زمینه تولید مثل بوده اند، جفت شدن زن و مرد و آمادگی انجام لقاح، یکی از ویژگی‌های زندگی اجتماعی می باشد که انسان نئاندرتال از آن بهره می برده است.
  9. عمل‌گرا بودن
    مهمترین خصیصه شخصیتی انسان نئاندرتال عمل گرا بودن اوست. این گونه انسانی حیات و زندگی را هدف خود می دانسته و سیر کردن شکم را از جمله وظائف مهم بر می شمارده است.
  10. بیگانه ستیزی
    بیگانه ستیزی از جمله ویژگی های دیگر زندگی جمعی انسان نئاندرتال بوده این انسان به شدت به حضور حیوانات و یا سایر تیره های انسان حساس بوده است.

 

--------

پایان قسمت چهارم

جهت مطالعه قسمت اول، اینجا را مشاهده نمایید.

جهت مطالعه قسمت دوم، اینجا را مشاهده نمایید.

جهت مطالعه قسمت سوم، اینجا را مشاهده نمایید.

جهت مطالعه قسمت پنجم، اینجا را مشاهده نمایید.

--------

توجه: این اثر توسط نویسنده به صورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار گرفته است. در صورتی که از محتوای کتاب راضی بوده و آن را مفید می دانید، می توانید مبلغی را هر چند جزئی جهت کمک به کودکان سرطانی موسسه خیریه محک واریز نماید.

ویدئوهای تکامل انسان از منظر انسان شناسی زیستی را نیز در اینجا مشاهده نمایید.

دیگر مقالات سایت
گرمایش جهانی

گرمایش جهانی

وقت گونه ما رو به اتمام است.

درک ما از زمان و خطر توسط تاریخچه طولانی مدت تکاملی ما شکل گرفته است. در گذشته مهمترین خطرات برای...

بازی حدس دو سوم میانگین

بازی حدس دو سوم میانگین

اگر دنبال یک بازی ریاضی هستید که به صورت گروهی و بدون اطلاع از افکار دیگران انجام شود و مجبور باشید برای برنده شدن فکر بقیه را حدس بزنید، چه بازی...

المپیاد شیمی

المپیاد شیمی

المپیاد شیمی چیست؟

بعد از المپیاد ریاضی پر سابقه‌ترین المپیاد علمی جهانی، المپیاد شیمی است. اولین المپیاد شیمی جهان در سال 196...