ثبت‌نام کلاس تخصصی کمپبل ۱۴۰۰-۱۴۰۱ لینک
دسته‌بندی:   زیست شناسی

زندگی نئاندرتال‌ها از آغاز تا انقراض - قسمت 2

زندگی نئاندرتال‌ها از آغاز تا انقراض - قسمت 2

در این سلسله مقالات نگاهی تاریخی به اجداد انسان خواهیم داشت و به این منظور با زندگی نئاندرتال، زندگی اجتماعی‌شان و همینطور انقراض آن‌ها آشنا خواهیم شد. امیدواریم از آشنایی با اجدادمان و سرگذشت آن‌ها لذت ببرید. این مطالب توسط مهدی محمدطاهری جمع‌آوری و تالیف شده است و به صورت رایگان انتشار عمومی یافته است.

از جمله دلایل راه رفتن انسان نما بر روی دوپا

تغییر شکل ظاهر آدمی همراه با تکامل بوده است این روند با مسطح شدن کف پاها آغاز شد، پاها با مرور زمان خاصیت جذب اشیاء را از دست دادند. در زیر به مهمترین دلایل چرایی ایستادن انسان نما بر روی دو پا اشاره می شود:

  1. گرم شدن زمین از جمله این عوامل بوده است نیاکان آدمی مجبور بوده اند جهت دست یابی به غذا از بالای درختان پائین آمده و بر روی زمین حرکت کنند، این موجودات ایستاده می توانسته اند، مسافت بیشتری را بنگرند و در آرامش به جستجوی غذا بپردازند.
  2. گذشتن از آب های جاری و روان که نیاکان ما را مجبور ساخته است بر روی دو پا حرکت تا از آب ها عبور کنند.
  3. در امان ماندن از گرمای زمین چرا که با این شیوه پوشش کمتری از بدنشان در برابر تابش نور قرار می گرفته است.
  4. از جمله موارد بحث بر انگیز دیگر در خصوص چرایی راه رفتن انسان بر روی دو پا تئوری کاهش مصرف انرژی در انسان اولیه می باشد، این نظریه معتقد است انسان در همین دوره بچه خود را با دستانش حمل می کرده است. بنابراین ایستادن بر روی دو پا سبب می شده انرژی کمتری را مصرف کند. انسان سلطه و اقتداری را که در دنیای کنونی حایز است مرهون استعمال دست های خود است که همواره از بهترین آلات اجرای منویات فکری او هستند. اما اگر دست ها و بازوان به منظور راه بردن تنه و تحمل وزن بدن و برای بالا رفتن از درختان به کار برده می شدند هرگز به چنین اعضایی تبدیل نمی شدند و انسان نمی توانست به ساختن سلاح ها و پرتاب سنگ و تیر با مهارت کامل موفق گردد. به علاوه یک چنین استعمال خشن باعث کند شدن حس لمس می شد و حال آنکه کارهای دقیق و ظریفی که اکنون با دست صورت می گیرند به علت وجود حس لامسه ی قوی در انگشتان است هر چند علل مشروحه ی فوق برای بیان کسب حالت راست ایستادن کافی به نظر می رسند، باید توجه داشت که بسیاری از اعمال دیگر نیز وقتی توانستند صورت گیرند که دست ها و قسمت فوقانی تنها آزاد باشند. این اعمال به نوبه ی خود اتکای بر روی دو پا و حالت قائم ایستادن انسان را تشدید کردند. تغییر زندگی آربوریکول ها (arboricoles) از اقامت و زندگی بر روی درختان به زندگی در جلگه های وسیع (استپ ها) که همراه با راه رفتن سریع با بدنی به حالت ایستاده با استفاده از ضمائم حرکتی عقبی و بالا نگاهداشتن سر بوده است و این عمل باعث گردیده که از ضمائم حرکتی قدامی برای راه رفتن استفاده نشود و به این ترتیب دست در میمون ها برای گرفتن اشیاء تخصص یافته است و این قدم اساسی تکامل باعث گردیده که انسان امروزی بتواند از ضمائم حرکتی قدامی خود برای کار کردن استفاده نماید. این قدرت در انسان های اولیه (australopithecinae) از ابتدای دوران یخبندان (در حدود 1.5 الی 2 میلیون سال قبل) وجود داشته است.
  • عوامل مهم تکامل انسان

1- ابزار

ابزار را باید عاملی مهم و تاثیر گذار در تکامل انسان نامید، اجداد آدمی با استفاده از ابزار به شیوه های نوینی در سبک زندگی دست یافتند که این امر با زایش فرهنگ های مختلف در دوره های زمانی همراه بوده است. تکامل ابزارها، سلاح ها، اجتماعات و فرهنگ ها زاییده تکامل بدنی و ذهنی آدمی و نیز منعکس کننده آن هستند. کمال روز افزون کار آدمی چون یک افزارمند، با دید دو چشمی و افزایش مهارت یدی و استعداد ذهنی او همزمان بوده است.

قدیمی ترین ابزارهای سنگی به دست آمده از آفریقا را که به فرهنگ الدووان تعلق دارند نخست به حساب هومو هابیلیس گذاشته شده بود لیکن امروز پس از این که دانشمندان میان هومو رودلفنسیس و هومو هابیلیس تمیز قائل شده اند، هومو رودلفنسیس را سازنده ی آن ابزارها می شناسند هومو ارکتوس ابزارهای بهتر و کاراتری را می ساخته که آن ها را فرهنگ اشولیان نامیده اند. شگفت این که این فرهنگ در طول 1.5 میلیون سال دوره ی زندگی هوموارکتوس تغییرات ناچیزی به خود دیده است ولی تفاوت های اندکی ناشی از اختلافات جغرافیایی در میان آن ها دیده می شود. از این هم کاراتر و ظریف تر فرهنگ موستری متعلق به نئاندرتال ها و سرانجام در زنجیره ی یافته های سنگواره ای انسان اندیشه ورز (کرومانیون) ظاهر و هویدا می شود که از ابزارهای پیشین کاراتر و بهتر بوده اند.

استفاده از ابزار و ساخت وسایل مورد استفاده در شکار نخستین جرقه های تکامل انسانی را رقم زده است، این وسائل که نخستین نشانه های وجود آن به حدود 4 میلیون سال پیش می رسد به دست انسان جنوبی کپی ساخته و بیانگر آن است که انسان تبارها ابزار کار را از سنگ و استخوان حیوانات ساخته اند. بهره گیری از ابزار سنگی از سوی انسان نما به حدود 3 میلیون سال پیش می رسد. رشد و تکامل این امر را می توان به دوره پارینه سنگی یا عصر حجر مرتبط دانست. این دوره پس از عصر یخبندان در اروپا شکل گرفته و به سه دوره دیرینه سنگی، میان سنگی و نو سنگی تقسیم می شود. پیشرفت ابزار از سوی انسان با ساخت چاقو در حدود 500 هزار سال پیش وارد عرصه جدیدی می شود، این سلاح پر کاربرد مورد استفاده انسان نئاندرتال و انسان امروزی بوده است.

2- تکامل در مغز

جهش و ارتقای حجم مغزی در انسان نماها که سبب تکامل و جهش مهم فهمی بشر بر سایر گونه های حیوانی بوده است. آدمی در حدود 30 میلیون سال پیش از اجداد مشترک خود با انسان ریخت ها انشعاب حاصل کرده باشد. در آن زمان حجم مغز اجداد آدمی از 300 تا 400 سانتی متر مکعب تجاوز نبوده است. از آن پس تا حدود یک میلیون سال پیش یعنی در طول 29 میلیون سال حجم مغز به 600 تا 800 سانتی متر مکعب افزایش یافته است. در واقع حجم مغز و حجم بدن نیز به تناسب آن دوبرابر شده است ولی در طول نیمه دوره پلئیستوسن یعنی مدتی معادل نیم میلیون سال حجم مغز از دو برابر بیشتر افزایش یافته و حال آنکه جثه تغییری نکرده است. از پانصد هزار سال پیش که حجم مغز انسان به 1400 تا 1700 سانتیمتر مکعب رسیده است. نوع آدمی هوشمند (HOMO SAPTENS) که همه افراد آدمیان امروزی بدان تعلق دارند به ظهور رسیده است. نکته جالب این است که افزایش حجم مغز با بزرگتر شدن نسبی همه بخش های آن همراه نبوده است، بلکه بیشترین افزایش به لپ های گیجگاهی که دارای مراکز سخن گفتن اند و لپ های پیشانی که دارای مراکز اندیشه انتزاعی اند دست داده است.

3- تسلط بر آتش

تسلط بر آتش که می توان آن را عاملی دیگر در تکامل و پیشرفت بشر دانست، هوموارکتوس آتش را مهار و بر آن تسلط می یابد. هوموارکتوس موفق به رام کردن آتش شده بود.کاربرد آتش شاید مهم ترین گام فرآیند پیدایش انسان بوده است. انسان از آتش جهت پخت غذا، روشن کرده فضای تاریک غارها و هم چنین گرم کردن استفاده نمود که این امر موجب تکامل آدمی و تغییر ظاهر او شد به نحوی که شکم انسان کوچک و ستون فقرات او صاف شد.

  • نظریه خروج از آفریقا

فرضیه نیای مشترک انسان ها اولین بار توسط چارلز داروین مطرح شد اما به خاطر مخالفت های دینی در ابهام و در کتاب نیای انسان بیان گردید، بعدها کریس استرینگر انسان شناسی مشهور بریتانیایی عنوان داشت انسان خردمند امروزی پس از تکامل در حدود صد هزار سال پیش از آفریقا مهاجرت و به اروپا و آسیا وارد شده و جایگزین سایر گونه های انسانی مانند انسان نئاندرتال شده است. اثبات این امر با استفاده از آزمایش دی ان ای میتوکندریای و کروموزوم y انجام شد که بیانگر نیای مادری مشترک انسان‌ها از آفریقا بوده است. امروزه عموم زیست شناسان بر این عقیده اند که بعضی از اوسترالوپیتکوس‌هایی که تا کنون ناشناخته مانده‌اند به جنس هومو که ما نیز بدان تعلق داریم تکامل یافته‌اند. نه زمان این تحول معلوم است و نه مکان آن اما بسیاری از پژوهش‌گران می‌پندارند که در آفریقا شرقی روی داده است. آدمی در 5 مرحله از قاره سیاه خارج شده است:

  1. 1.8 تا 2 میلیون سال پیش
  2. 1.5 میلیون سال پیش
  3. 800 هزار سال پیش
  4. 150 الی 200 هزار سال پیش
  5. 50 الی 45 هزار سال پیش

از جمله دلایل خروج انسان از آفریقا را باید حاصل کاهش غذا در جنگل‌های آفریقا با توجه به گرم شدن هوا، تغییر گونه‌های غذایی انسان به سوی گوشت و کاهش شکار و به تیع آن کم شدن غذا و تغییرات گسترده آب و هوا که موجب از بین رفتن منابع غذایی شده است، دانست.

  • تکامل در ظاهر آدمی

وجود سنگواره‌های کشف شده در تاریخ نشان دهنده آن است که انسان در تکامل خود از موجودی درختی به جانداری دو پا تبدیل شده است. این فرگشت (تکامل) شامل صاف شدن ستون فقرات، افزایش حجم مغز، ظریف شدن عضلات صورت، تغییر دندان از وضیعتی صرفاً گیاه خوار و کوچک شدن شکم بوده است.

  • دلایل ماندگاری انسان امروزی

بررسی روند حیات انسان امروزی گویای این واقعیت است که در طی 20 میلیون سال تکامل، گونه‌های مختلف انسانی منقرض و از بین رفته‌اند اما انسان مدرن توانست با بهره‌گیری از توانائی‌هایش به زندگی خود ادامه داده و به موجود برتر تبدیل شود. این امر دارای دلایل مختلفی می‌باشد که در ذیل مورد اشاره قرار می‌گیرد:

  1. زبان
    بدون شک تکامل زبان در انسان امروزی و دست‌یابی او به قدرت تکلم توانسته است به نسل آدمی حیات بخشد. با استفاده از زبان انسان بسیار سریع‌تر از سایر حیوانات احتیاجات خود را بدست می‌آورده است، این عامل مهم سبب شکل‌گیری جوامع بشری و انتقال مفاهیم اصلی به نسل های بعد شده است. تکامل زبان امکان تفکر نظری را فراهم آورده است. غیر ممکن است که بتوان مطمئن شد که این امر چه وقت اتفاق افتاد، ولی احتمالاً به اوائل تاریخ جنس ما، یعنی هومو باز می گردد.
  2. افزایش وسعت سرزمینی
    انسان خردمند امروزی بر خلاف سایر گونه ها (نئاندرتال، دنیسووا) سریع‌تر بر دامنه سکونت خود افزود و مناطق جدیدی را تصرف کرد. اگر انسان نئاندرتال تنها متکی به غارها و سکونت‌گاه‌های صخره‌ای بود، انسان خردمند از دوری مسافت نهراسید و همین میل به پیشرفت سبب گسترش قلمروی او و کاهش مناطق سایر گونه‌ها شد.
  3. ارتقا و جهش تصادفی ژنتیکی
    محققان معتقدند انسان تا به امروز بیش از 29 ارتقای ژنتیکی داشته است، البته اثبات این امر با مخالفت‌هایی همراه بوده است.
  4. جهش و ارتقای حجم مغزی
    این امر خود سبب بروز فهم پذیری بیشتر انسان امروزی در برابر سایر گونه ها بوده است. آدمی در حدود 30 میلیون سال پیش از اجداد مشترک خود با انسان ریخت‌ها انشعاب حاصل کرده باشد. در آن زمان حجم مغز اجداد آدمی از 300 الی 400 سانتی‌متر مکعب متجاوز نبوده است. از آن پس تا حدود یک میلیون سال پیش یعنی در طول 29 میلیون سال، حجم مغز به 600 الی 800 سانتی‌متر مکعب افزایش یافته است. در واقع حجم مغز و حجم بدن نیز به تناسب آن دو برابر شده است ولی در طول نیمه دوره پلئیستوسن یعنی مدتی معادل نیم میلیون سال حجم مغز از دو برابر بیشتر افزایش یافته و حال آنکه جثه تغییری نکرده است. از پانصد هزار سال پیش که حجم مغز انسان به 1400 الی 1700 سانتی‌متر مکعب رسیده است، نوع آدمی هوشمند که همه افراد آدمیان امروزی بدان تعلق دارند به ظهور رسیده است. نکته جالب این است که افزایش حجم مغز با بزرگ‌تر شدن نسبی همه بخش‌های آن همراه نبوده است، بلکه بیشترین افزایش به لپ‌های گیجگاهی که دارای مراکز سخن گفتن هستند و لپ‌های پیشانی که دارای مراکز اندیشه انتزاعی‌اند، دست داده است.
  5. انتخاب طبیعی
    جاندارانی که در نتیجه اختلاف حاصله بتوانند با شرایط زندگی و محیط سازگاری نمایند، در میدان حیات چیره می‌گردند و به نسل خود ادامه می‌دهند ولیکن آن‌هایی که نمی‌توانند قابلیت سازگاری بدست بیاورند محو شده و از بین می‌روند. جاندارانی که توانسته‌اند با محیط بهتر سازگار باشند، آن‌هایی را که خوب سازگار نشده‌اند در تنگنا گذارده و از میدان طبیعت بیرون می‌رانند. داروین این جریان را انتخاب طبیعی نامیده است. انتخاب طبیعی کلید واژه فهم تنازع بقا در اندیشه داروین می‌باشد. گرایش انتخاب طبیعی این است که هر ارگانیسم جاندار را نسبت به موجوداتی که در محل زیست با وی به تنازع بقا می‌پردازند کامل‌تر کند. این همان مدارج تکامل است که در طبیعت روی می‌دهد. داروین معتقد بود انتخاب طبیعی صرفاً از طریق حفظ و تجمع تغییرات سود بخش به حال موجود که طی ادوار مختلف زندگی آن در اوضاع ارگانیک و غیر ارگانیک روی می دهد اعمال اثر می‌کند. نتیجه انتخاب طبیعی بهبود فزاینده وضع جاندار نسبت به اوضاع و احوال است. بهبود وضع مزبور تدریجاً تمام جانداران زنده بر کره زمین را به سوی ارتقاء می برد.
    بر اساس فرضیه انتخاب طبیعی، انواع جاندار به یاری تفاوت‌هایی که از میزان تفاوت اصناف متعلق به هر نوع کنونی بیشتر نیست، به جد مشترک هر جنس منتهی می‌شوند. اجداد مزبور که امروزه عموماً منقرض شده‌اند به همان نحو به انواع کهن‌تر دیگری منجر شده‌اند. بر این سیاق که پیوسته همراه با تقارب است به جد مشترک هر رده بزرگ می رسیم. شماره صور حد واسطی که حلقه‌های رابط اشکال زنده و انواع منقرض شمرده می‌شوند به حد غیر قابل شمارشی بزرگ بوده است. اگر فرض من صحیح باشد اشکال حد واسط یاد شده به یقین (روزگاری) بر این کره خاکی می‌زیسته‌اند. (داروین)
    تئوری انتخاب طبیعی داروین به دو عامل جداگانه بستگی دارد. یکی تنوع بی‌نظم ترتیب صفات ارثی در موجودات زنده و دیگری انتخاب طبیعی که از بین تمام افراد یک گونه با صفات متنوع و بدون نظم و ترتیب خود آن‌هایی که دارای صفات ارثی مناسب‌تری هستند و به همین دلیل شانس بقاء بیشتری دارند می‌توانند باقی مانده و نسل های بعدی را تشکیل دهند. صحت اصول تئوری انتخاب طبیعی داروین به اثبات رسیده و حتی امروزه انتخاب طبیعی را یکی از مهم‌ترین عوامل تکاملی و اثر گذار به حساب می‌آورند. (اوژه)
    بر اساس این نظریه (انتخاب طبیعی) نسل همه موجودات به دلایلی تغییر می کند اما تنها موجوداتی زنده می‌مانند و می‌توانند به تولید مثل خود ادامه دهند که تغییرات آن‌ها با تغییرات محیط طبعیت سازگار باشند. نقش غالب انتخاب طبیعی در شکل‌گیری همه انواع صفات موجود زنده را می‌توان به درستی حکم محوری و بدون تغییر زیست شناسی تکامل دانست.
  6. جان به در بردن انسان خردمند از بلایای طبیعی
    در حالی که سایر گونه‌ها با توجه به حضور در منطقه جغرافیایی خاص با بروز حوادث کشته شده و جمعیت آنان در آستانه انقراض قرار می گرفته است، انسان امروزی هیچ‌گاه از کشف مناطق جدید نهراسید و راه را برای حفظ بقای خود باز گذارد. در حقیقت انسان مدرن به همه دنیا ورود کرد که این حضور با مرگ سایر گونه‌ها و تیره‌های انسانی همراه بوده، شاید به سختی بتوان از بین رفتن سایر گونه ها را به انسان امروزی نسبت داد اما حضور او بی تاثیر نبوده است.
  7. ایجاد فرهنگ و آداب اجتماعی مانند خلق تصاویر نقاشی
    نقاشی و خلق آثار هنری از سوی انسان 40000 سال پیش امری شگفت انگیز بوده است، چرا که باید ابزار و آلات لازم را در اختیار داشته و قدرت و تشخیص شناخت رنگ‌ها و تصویر سازی ذهنی انتزاعی را در ذهن تداعی کند. انسان خردمند امروزی در آن دوران به چنین امری نائل آمده است، بنابراین انسان توانست با بهره گیری از زبان، ارتقای ژنتیکی، افزایش حجم مغز نسبت به خلق آثار هنری اقدام کند. تکامل فرهنگی آدمی از روی نقاشی‌های روی دیوار غارها و کنده‌کاری‌هایی شناخته شده است که قدمت آن‌ها تقریبا 28000 سال است.
  8. شکار
    انسان امروزی در حدود 70 هزار سال پیش با استفاده از ابزار به صید جانوران اقدام کرد، در حقیقت انسان بر خلاف سایر گونه‌ها با گسترش قلمروی سرزمین و هم چنان دنبال کردن حیوانات در تامین امنیت غذایی خود کوشید. این پیشرفت برای سایر گونه‌ها با محدودیت همراه بود که در نهایت منجر به انقراض آن‌ها شد. 
  9. یکجا نشینی
    یکجا نشینی و ساخت خانه‌های مسکونی که تا آن زمان تنها از سوی انسان خردمند امروزی صورت گرفته است.
  10. استفاده از گیاهان دارویی
    بهره‌گیری از خواص گیاهان در درمان بیماران و مصدومانی که بر اثر شکار، بلایای طبیعی و ... جراحت دیده و زخمی شده بودند. این امر سبب افزایش طول عمر انسان خردمند بر خلاف گونه نئاندرتال شد که تنها 35 سال عمر می‌کرده است.
  11. پخت غذا
    مهار آتش توسط گونه انسان کارورز در تکامل انسان امروزی نقش بسزایی داشته است چرا که گوشت شکار را پخته و به صورت بریان شده می خورده‌اند.
  12. ایجاد ساختارهای اجتماعی جدید
    انسان امروزی پس از اطمینان و توسعه در محیط سرزمین و امنیت غذایی به اسکان و یک‌جا نشینی مبادرت نمود. این تحولات با ساختارهای جدید اجتماعی نیز روبرو بوده است.
  13. رشد اخلاق اجتماعی
    رشد اخلاق در میان انسان مدرن که با توجه به جمع شدن و یکجا نشینی صورت گرفته به نحوی که اقدامات خارج از عرف که اصل آن بر حفظ جان بوده ضد اخلاق اجتماعی محسوب می شده است. تکامل جامعه‌های انسانی از سازگاری فزاینده آدمی به محیطش ناشی شده است. رویدادهای مهمی چون کشف و استفاده از آتش به وسیله هوموارکتوس و گسترش کشت غلات، دامپروری و کوزه‌گری به وسیله انسان‌های عصر نوسنگی، در الگوی زندگی آدمی تغییرات اساسی به وجود آورده‌اند. آدمیان که در آغاز صیادانی چادرنشین و گیاه‌خوار بودند، توانستند بعداً خانه بسازند و به صورت دسته هایی مقیم در نقاط مختلف گرد هم آیند.
  14. افزایش سطح همکاری
    همکاری و همیاری در بین انسان مدرن سبب امنیت و صیانت نفس او شد. این مقوله را فلاسفه آغاز تشکیل دولت و حکومت تلقی می کنند.
  15. زراعت
    فعالیت در جهت برداشت محصولات حیاتی که با انقلاب کشاورزی همراه بوده است. این امر در حدود 10000 سال پیش به وقوع پیوسته است.
  16. ژن کاشف
    میل به خواستن و کنجکاوی انسان که از آن تحت عنوان ژن کاشف یاد می‌‎شود. در واقع وجود این حس در انسان مدرن باعث شد که میل به خواستن و حرکت و رشد رو به جلو تحریک شود و در تکامل او نقش مهمی را داشته باشد. آدمی همواره میل دارد چون و چرای چیزها و رویدادها و روابط میان آن‌ها را کشف کند و این میل فراتر از تامین نیازهای حفظ تن و نسل است. حال آن‌که حس کنجکاوی در پستانداران عالی محدود به اموری است که با خود تن و نسل سر و کار دارد و از این گذشته گسترده هم نیست. حس کنجگاوی در نوع آدمی به صورت حقیقت جویی در آمده و به پیدایش علم و فلسفه انجامیده است.
  17. قاعده انبوه شدن
    قاعده انبوه شدن کلیه ارگانیسم‌های جاندار بدون هیچ استثنا چنین است که هر موجود به سرعت افزایش می‌یابد و اگر مانعی بر سر راه انبوه شدن آن پدید نیاید در اندک زمانی اخلاف یک جفت تمام زمین را فرا خواهد گرفت. حتی آدمی که به کندی تولید مثل می‌کند می‌تواند هر بیست و پنج سال دو برابر شود و سرانجام پس از چند هزار سال جایی برای عقبه انسان در روی زمین باقی نخواهد ماند.

 

--------

پایان قسمت دوم

جهت مطالعه قسمت اول، اینجا را مشاهده نمایید.

جهت مطالعه قسمت سوم، اینجا را مشاهده نمایید.

جهت مطالعه قسمت چهارم، اینجا را مشاهده نمایید.

جهت مطالعه قسمت پنجم، اینجا را مشاهده نمایید.

--------

توجه: این اثر توسط نویسنده به صورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار گرفته است. در صورتی که از محتوای کتاب راضی بوده و آن را مفید می دانید، می توانید مبلغی را هر چند جزئی جهت کمک به کودکان سرطانی موسسه خیریه محک واریز نماید.

ویدئوهای تکامل انسان از منظر انسان شناسی زیستی را نیز در اینجا مشاهده نمایید.

دیگر مقالات سایت
دوران کودکی  و ضربات روحی  1

دوران کودکی و ضربات روحی 1

ضربه روحی در کودکی علت مصرف مواد در بزرگسالی

در باب ادبیات

در باب ادبیات

به قلم آقای علیرضا سخائی راد، رتبه یک کنکور ریاضی 98
با بازکردن هردفترچه آزمون آزمایشی یا کنکور، در اولین گام به درس ادب...

تغییرات ماندگار ایجاد کنید (هفت راهکار فوق العاده)

تغییرات ماندگار ایجاد کنید (هفت راهکار فوق العاده)

همواره آغاز یک رفتار جدیدی که به بهبود کیفیت زندگی ما کمک می کند، بسیار آسان تر از ادامه دادن آن است. چگونه می توانیم این الگوهای رفتاری جدید را در وجودمان ماندگار کنیم...