ثبت‌نام کلاس تخصصی کمپبل ۱۴۰۰-۱۴۰۱ لینک
دسته‌بندی:   زیست شناسی

زندگی نئاندرتال‌ها از آغاز تا انقراض - قسمت 1

زندگی نئاندرتال‌ها از آغاز تا انقراض - قسمت 1

در این سلسله مقالات نگاهی تاریخی به اجداد انسان خواهیم داشت و به این منظور با زندگی نئاندرتال، زندگی اجتماعی‌شان و همینطور انقراض آن‌ها آشنا خواهیم شد. امیدواریم از آشنایی با اجدادمان و سرگذشت آن‌ها لذت ببرید. این مطالب توسط مهدی محمدطاهری جمع‌آوری و تالیف شده است و به صورت رایگان انتشار عمومی یافته است.

فصل اول: نگاهی تاریخی به اجداد انسان

انسان موجودی است که بر سرتاسر کره خاکی حکومت می کند، این جاندار آن چنان بر گیتی تسلط یافته که در پی تغییر مکان و رفتن به سایر کرات می باشد تا روزی زمین خاکی را ترک و در سیاره ای دیگر اسکان یابد، در حالی که او آخرین فرزند زمین است. در طبقات فوقانی زمین اسکلت های انسان و یا استخوان های او پیدا می شود در صورتی که در طبقات زیر هیچ اثری از انسان مشهود نیست در حقیقت انسان آخرین فرزند این زمین سالخورده و این مادر بزرگ طبیعت است. در هر حال انسان خود در گذر زمان و در نتیجه تکامل به رشد کنونی دست یافته است. فعل و انفعالات که ایجاد کننده انواع جدید جانوری و گیاهی در مقایسه با اجداد آن‌ها بوده است تکامل (evolution) نامیده می شود.

EVOLUTION

به نظر می رسد چنین امری را باید در تطبیق انسان با شرایط محیطی و جغرافیایی دانست که طی میلیون ها سال توانسته است نسل خویش را حفظ کند. لامارک معتقد بود که محیط در موجودات زنده تغییراتی به وجود آورده است این تغییرات که در اثر محیط به وجود آمده نسل به نسل منتقل شده اند. این است که می بینیم در هر محیط خاص موجوداتی زندگی می کنند که با آن محیط سازگاری کاملی دارند. مثلاً عده ای حیوان که در سرزمین بدون علف زندگی می کردند از بس برای خوردن برگ از درخت گردن کشیدند گردنهایشان به مرور دراز شد و درازی اندکی که باین ترتیب پدید آمد به نسل بعد منتقل شد و به مرور زمان درازی گردن فزونی یافت و مثلاً زرافه پدید آمد. اشکال مهم نظریه لامارک این است که برای پذیرفتن آن ناچاریم بپذیریم تغییرات مکتسب به ارث منتقل می شوند و علم امروز نمی تواند این نظر را بپذیرد زیرا تغییرات مکتسب در ژن‌ها بی تاثیرند و آنچه حاصل صفات ارثی است ژن‌ها هستند که کروموزوم‌ها از آن‌ها تشکیل یافته اند. اما به نظر داروین تحول موجودات زنده راه دیگری در پیش گرفته بود. در میان فرزندان هر نسل موجود زنده خود به خود تغییرات و تفاوت هایی پیدا می شد. از میان صفات مختلفی که فرزندان یک پدر و مادر داشتند بعضی با محیط سازگارتر از بعضی دیگر بودند و بعضی اصلاً با محیط مناسب نبوده اند. آن عده که دارای صفات سازگار با محیط بودند به جا ماندند و دیگران نابود شدند. به این ترتیب نسلی به جا ماند و فرزند آورد که صفات سازگار با محیط داشت. نکته مهم این است که این صفات را محیط در آن‌ها به وجود نیاورده بود، بلکه در سرشت آنان بود و چون در سرشت آنان بود به ارث به فرزندانشان منتقل شد به این ترتیب نسلی در محیطی به جا ماند که با محیط سازگار بود.

  • تکامل تاریخی اجداد آدمی

بر اساس نتایج پژوهش های ستاره شناسی و ژئو فیزیک، زمین در حدود 4.6 میلیارد سال پیش آمده است. در آغاز این سیاره ی جوان بسیار داغ که به شدت زیر تاثیر پرتو افشانی های خورشیدی و کیهانی قرار داشته، جای مناسبی برای حیات نبوده است. طبق برآوردهای اختر شناسان زمین در حدود 3.8 میلیارد سال پیش به پیشواز زندگی شتافته است. زمین شناسان بر اساس فسیل های کشف شده و مطالعات دیرینه شناسی عمر حیات را در چند دوره تقسیم می کنند. قدیمی ترین این دوران، پرکامبرین نام دارد. این دوران که پیش از حیات نیز نامیده می شود، از 4500 تا 543 میلیون سال پیش را شامل می شود و به تنهایی بیش از 88 درصد تاریخ زمین را دربرمی گیرد. نخستین نشانه های حیات سلولی در اواخر این دوره شکل گرفته است. پس از این دوران، پالئوزیک (دیرینه زیستی) آغاز شد که خود شامل شش زیر دوره کامبرین، اُردوویسین، سیلورین، دِوونین، کربونیفر و پرمین بود و از 543 تا 248 میلیون سال پیش را شامل می شود و حدود 8 درصد تاریخ زندگی زمین را تشکیل می دهد. دوران مزوزوئیک (میانه زیستی) نیز که شامل سه زیر دورة تریاس، ژوراسیک و کرتاسه بود از 248 تا 65 میلیون سال پیش طول کشید و حدود 4 درصد تاریخ زمین را تشکیل می داد. دوران سنوزوئیک (نو زیستی) نیز شامل دو دوره کوآترنری و ترشیاری بود و از 65 میلیون سال پیش تاکنون طول کشیده است. این زمان کمتر از 2 درصد سن زمین را در بر می گیرد. اولین پستانداران در دوره ژوراسیک (حدود 160 میلیون سال قبل) ظاهر و رویت شدند. در حدود 50 میلیون سال پیش نیز گونه جدیدی از پستانداران به نام نُخُستی ها ظاهر شدند. اجداد این گونه، موجوداتی بودند که به دلیل فرگشت در پنجه هایشان، قادر به گرفتن شاخه ها و بالا رفتن از درخت شدند. هم چنین از آنجا که گودی چشم‌های این موجودات، در جلوی سرشان واقع بودند، به مرور امکان دید دو چشمی و مشاهده سه بعدی و دقیق اجسام را پیدا کردند. تکامل انسان را باید از این گونه جانوری دانست، جفت دارانی که نسل مشترک میمون ها، کپی ها و انسان ها هستند. این موجودات در 50 میلیون سال پیش و در دوره پالئوسن از آمریکای شمالی حرکت و در آفریقا و آسیا پراکنده شدند. احتمال دارد که از حشره خواران درخت زی اشتقاق یافته و در اوایل دوران سوم تنوع حاصل کرده باشند.

نخستی ها راسته ای از جانوران پستاندار هستند که خود به چهار خانوادة هومونیدها، میمون های دنیای قدیم، میمون های دنیای جدید و نیز میمون های پوزه دار لمور تقسیم می شوند. انسان ها به همراه کپی ها (شامپانزه، گوریل، اورانگوتان و گیبون) در خانوادة هومونیدها جای می گیرند. شاخة هومونیدها حدود 50 میلیون سال پیش از دیگر نخستی ها جدا شد و بعدها خود این شاخه به گروه های کوچک تر تقسیم گردیدند.

نخستی سانان ظاهری به مانند سنجاب داشته اند شاخصه اصلی آن‌ها پنجه هایشان بوده که به آنان قدرت می داده است غذا را محکم نگه داشته و از آن استفاده کنند. به نظر می رسد توانائی بهره گیری انسان از دستان خود را باید حاصل تکامل این دوره دانست. این گونه های حیوانی بر روی درخت زندگی می کرده اند و سیستم بینائی آنان به انسان نزدیک بوده و این موجودات اجتماعی و آداب زندگی خود را به فرزندانشان آموزش می داده اند. منبع غذائی نخستی ها میوه ها، شیره گل ها و شاخ و برگ درختان بوده است. این دوره همچنین نُخُستی ها طی فرگشت های متوالی به چند خانواده (میمونها، لمورها و هومونیدها) تقسیم شدند. 40 میلیون سال بعد، گونه ای از هومونیدها که انسان نما (با نام علمی استرالوپتیکوس) نامیده می شدند، توانستند به مرور روی دوپا راه بروند. این موجودات که صاحب هوش بیشتری شده بودند، از خانوادة هومونیدها جدا شدند و شاخة جدیدی تشکیل دادند. اولین انسان نما با 35 میلیون سال قدمت که خیلی هم زیبا نیست و هنوز هم در جنگل زندگی می کرده است، می باشد.

تکامل در نخستی ها در حدود 20 میلیون سال پیش به گروه تازه ای از موجودات منتهی شد که با نام گیبون شناخته می شوند، این جانداران دراز دست بوده و به چهار سرده: هیلوبات، هولاک، نوماسکوس، سیامانگ تقسیم می شوند. گیبون ها نیز به مانند اجداد خود اجتماعی بوده و در جامعه گیبونی زندگی می کرده اند. کپی بزرگ (انسان سایان) که شامل اورانگوتان ها، شامپانزه ها و تبار انسانی است در حدود 20 میلیون سال پیش از گیبون ها جدا شده و تبار جدیدی را شکل می دهد، این تکامل نسلی هم چنان ادامه داشته تا در حدود 14 میلیون سال پیش اورانگوتان ها از خانواده انسان سایان جدا می شوند. جدا شدن اورانگوتان ها از تیره انسان سایان، خانواده بزرگ انسانیان را شکل می دهد که در بر دارنده سه سرده انسان، گوریل و شامپانزه بوده است. در حدود 8 میلیون سال پیش آخرین نسل مشترک انسان با شامپانزه و گوریل ها با عنوان ساحل مردم و اررین توگنی تکامل می یابند. انشقاق در واقع 6 الی 8 میلیون سال قبل روی داده است. آخرین یافته ها و نتایج که از طریق روش های گوناگون به دست آمده اند، همین تاریخ را تایید می کنند.

بر اساس آزمایشات و بررسی دقیق دیرینه شناسان بر روی فسیل ها (از جمله شکل جمجمه، چیدمان دندان ها، آثار کشف شده از باقیماندة غذاها در معدة انسان نماها و نیز محل کشف فسیل ها) دریافته اند که در حدود 6 میلیون سال پیش، شاخه هایی از هومونیدها که در بخش شرقی آفریقا زندگی می کردند، به دلایلی چون کاهش درختان جنگل و به دنبال آن کاهش میوه ها مجبور به پایین آمدن از شاخة درختان و جستجوی غذا بر روی زمین شده اند. در این میان، برخی از این گونه های فرگشت یافته که توانایی خوردن گوشت حیوانات کوچک، دویدن بر روی دو پا و فرار سریع از دست دشمنان گوشتخوار و بالا رفتن دوباره از درختان را داشتند، توانستند به بقا و تولید مثل خود ادامه دهند. به مرور و گذشت چند میلیون سال، این گونة هومونیدها به آردی پتکوس Ardipithecus (به معنی میمون های زمینی) تبدیل شدند. آردی پتکوس ها قدیمی ترین اجداد انسان ها محسوب می شوند.آن‌ها گرچه تفاوت اندکی با شامپانزه های کنونی داشتند، اما اسکلت بدنشان طوری بود که می توانستند برای مدت کوتاهی روی دوپا راه بروند و حتی بدوند. همین امکان راه رفتن، سرآغازی بر جدایی گونة انسان نماهای قدیمی از خانوادة هومونیدها گردید. این گونه های به ظاهر انسانی که می توانستند بر روی دو پا راه بروند نسل شان منقرض شده و از بین رفته است. در همین دوره تبار انسان از سرده انسان سایان جدا شده است. در حدود 2 میلیون سال یعنی در ابتدای دورة کواترنری انسان نماها به گونة فرگشت یافتة هوموها (انسان ها) تبدیل شدند.

دورة کواترنری اغلب با پیدایش هوموها (انسان ها) مشخص می شود در حدود 6 میلیون سال پیش، شاخه هایی از هومونیدها در سازگاری با تغییرات شرایط محیطی به سرعت فرگشت یافتند و به شاخة جدیدی تقسیم شدند. از این موجودات، فسیل هایی کشف شده است که شباهت آن‌ها به اجداد شامپانزه ها را اثبات می کند. در حدود 4 میلیون سال پیش، شاخة آسترالوپیتکوس Australopithecus (کپی جنوبی) که نوعی انسان نمای قدیمی بودند، از گنجایش مغزی کمتر از 600 سی سی برخوردار بود، با این حال مغز آن‌ها پیشرفته تر از شامپانزه های امروزی بود.

جنوبی‌کپی - Australopithecus

در حدود 2 میلیون سال پیش گونه های جدیدی از این شاخه ها به نام هوموها (مانند هومو هابیلیس، هوموارگاستر و هومو ارکتوس) ظاهر شدند که از گنجایش مغز بیشتری برخوردار شدند. این شاخه ها سرانجام به هومو ساپینس (انسان امروزی) ختم شدند. تاکنون فسیل های متعددی از انواع آردی پتکوس ها کشف شده است که مشهورترین آن‌ها آردی نام دارد. آردی کپی گونه منقرض شده دودمان انسان تبار است که در حدود 5 میلیون سال پیش در شرق آفریقا تکامل یافته، بر روی دو پا ایستاده و گام بر می داشته است. جنوبی کپی آسا گونه دیگر انسانی است که با توجه به شواهد موجود و بر اساس باور قدیمی، نسل انسان امروزی از این تیره است. اوسترالوپیتکوس (انسان ریخت جنوبی) نیز از خویشاوندان نزدیک آدمیان امروزی به حساب می آید و احتمال دارد که در زمره اجداد مستقیم جنس هومو باشد که ما نوع خودمان یعنی انسان هوشمند را نیز از آن جنس می دانیم. قد آن‌ها به 1.2 متر می رسید اما قائم می ایستادند.

هومو نالدی

استرالوپیتکوس اساساً گیاه خوار بوده است دندان های نیش او از دندان های نیش انسان امروزی بزرگ تر بوده است و هم چنین دندان های آسیایش نیز بزرگ بوده اند. استرالوپیتکوس می توانسته است روی دوپای خود راه برود اما ظاهراً هنوز هم روی درختان می زیسته و بسیاری از مشخصات بدنش مثل دست های بلندش او را از انسان های امروزی متمایز می ساختند. گذر از مرحله ی شبه میمونی استرالوپیتکوس ها به مرحله ی جنس انسان رسماً مهم ترین رویداد در تاریخ انسان شدن بوده است. این انسان تبار در حدود 2.5 میلیون سال پیش می زیسته است برخی از گونه های آن عبارتند از : جنوبی کپی انامی، جنوبی کپی عفاری، جنوبی کپی آفریقایی، جنوبی کپی بحر الغزالی، جنوبی کپی گارهی، جنوبی کپی سدیبا.

استرالوپیتکوس

انسان ماهر و انسان گاتنگی در حدود 2 میلیون سال پیش از جنوبی کپی آسا جدا شده اند، آنان در شرق آفریقا می زیسته اند و توانستند نسبت به ساخت ابزار کار از سنگ و چوپ اقدام نمایند. انسان راست قامت گونه تکامل یافته تر از انسان ماهر است که قادر بوده بر روی پاهایش حرکت کند و از ابزار و وسائل خود ساخته استفاده نماید. این انسان نما به همراه انسان کارورز نخستین گونه های هستند که در اولین خروج از آفریقا مشارکت داشته اند. البته ذکر این نکته ضروری است که دو فرضیه در خصوص آغاز تکامل انسان امروزی مطرح می باشد. گروهی معتقدند که انسان راست قامت از آفریقا خارج شده و در اروپا و آسیا پراکنده شده و گروهی دیگر اعتقاد دارند انسان کارورز از آفریقا خارج شده و سپس در اروپا به انسان راست قامت تبدیل شده است. به هر حال این خروج در حدود 1.8 تا 1.3 میلیون سال پیش رخ داده است.

نخستین نماینده از تبار آفریقایی ارکتوس دارای قدمتی بیش از 1.7 میلیون سال است که زیر نام هومو ارگاستر ثبت شده است. آن‌ها نخستین هومینیدی بوده اند که حوزه ای پراکنش خود را به بیرون از قاره ی سیاه گسترش دادند. از نظر ساختمان بدنی گرایشی را در جهت هوموساپینس از آفریقا سر برآورده است از نشانه های هوموارکتوس ساخت سنگ ابزارهای ساده بوده است، او موفق به رام کردن آتش شده بود. کاربرد آتش شاید مهم ترین گام فرآیند پیدایش انسان بوده است.

هومو ارگاستر - انسان کارورز

گروه انسان ماهر از 2 میلیون سال پیش به بعد همان انسان است. او رفتارش متفاوت است (یعنی از گیاهخواری و تقریباً غیر متحرک بودن به همه چیز خواری و تحرک به این معنی که او باید به دنبال شکار بدود). آرام آرام به اروپا و آسیا وارد شد. تقریباً از دو میلیون سال قبل ناگهان سنگواره های گونه های تازه ای از هومینیدها ظاهر می شوند این ها را نخست به نام هوموهابیلیس (انسان ماهر) نامگذاری کردند. اما همانطور که به زودی معلوم شد سنگواره هایی که تحت این نام رده بندی شده بودند به اندازه ای متنوع بودند که به هیچ وجه نمی شد آن ها را تنها در یک گونه نسبت داد، به همین دلیل سنگواره هایی که دارای مغز بزرگ تری بودند تحت نام هومورودلفنسیس طبقه بندی شدند. اکنون نام هابیلیس را فقط به سنگواره های کوچک مغز اطلاق می کنند. حجم مغز یافته هایی که به هومو هابیلیس نسبت داده می شوند 450 الی 600 سانتی متر مکعب هستند که تشابهات زیادی با مغز استرالوپیتکوس ها از خود نشان می دهند و حال آن که حجم مغز رودلفنسیس بین 700 الی 900 سانتی متر مکعب بوده است. امروزه هومو هابیلیس به گونه ی متاخر استرالوپیتیکوس اطلاق می شود.

Homo habilis

انسان ماهر به زیر گروهای انسان رودلفی، انسان کارورز، انسان گرجی، انسان پیشگام، انسان سپرانن سیس، انسان راست قامت، انسان هایدلبرگی، انسان رودزیایی، انسان نئاندرتال، انسان خردمند ایدالتو، انسان خردمند باستانی و انسان فلورسی طبقه بندی می شود. انسان امروزی تکامل یافته انسان راست قامت است که در حدود 5000 سال پیش به صورت اجتماعی درآمده و نخستین جرقه های ایجاد زندگی و رفتار نوین را آغاز کرده است. 

انسان رودلفی:

این انسان نما در بین 1.6 الی 1.9 میلیون سال پیش می زیسته محل زندگی او کنیا و نواحی اطراف آن بوده است.

انسان گرجی:

سنگواره های آن در گرجستان پیدا شد و به نظر می رسد مهاجرت انسان ماهر و خروج از آفریقا او را به این کشور رسانیده است.

انسان کارورز (راست قامت):

نخستین گروه انسانی که به استفاده از ابزار روی آورد. طبق شواهد این انسان توانست آتش را مهار و نسبت به پخت گوشت اقدام کند. رفتار انسان کارورز در استفاده از غذای پخته ظاهر آدمی را نیز تغییر داده است. دانشمندان معتقدند در همین دوره شکم انسان از شکمی جهت هضم گیاهان به شکمی جهت هضم گوشت مبدل و همین امر سبب کوچک شدن آن شده است. این تغییرات موجب شد ستون فقرات انسان کاروزر صاف شود.

انسان راست قامت

 

از جمله انسان راست قامت می توان به انسان راست قامت سولویی و راست قامت فلورسی اشاره کرد. قدمت زیستی آن‌ها به بیش از 800 هزار سال پیش می رسد. اگر چه آن‌ها را با نام های دیگر (بیشتر پیتک آنترپوس) نامیده اند. هوموارکتوس ها قائم می ایستادند و روی زمین زندگی می کردند و ابزارهای گوناگون می ساختند و ظاهراً صیاد بودند. هوموارکتوس هم عصر و شاید رقیب لوسترالوپیتکوس‌ها بود و از اوسترالوپیتکوس‌های قدیم اشتقاق یافته بود. هوموارکتوس آتش به کار می برد و زندگی دسته جمعی داشت. قدیمی ترین نوعی از جنس هومو شناخته شده هوموارکتوس است که نام اولیه آن پیتک آنتروب بوده است که از 600 هزار تا 250 هزار سال پیش می زیسته است. از این روی نخستین آن‌ها احتمالاً با آخرین اوسترالوپیتکوس ها همزمان بوده اند. هوموارکتوس در بسیاری از نقاط زمین پراکنده بوده است، چنان که زیر نوع هایی از آن در جنوب شرقی آسیا (انسان جاوه)، چین (انسان پکن)، اروپا (انسان هایدلبرگ) و در بسیاری از نقاط شناخته شده اند. همه این گروه ها از آدمیان حقیقی بوده اند و ابزارهای سنگی و استخوانی می ساخته اند و آتش به کار می برده اند.

انسان سپرانن سیس:

قدمت آن به حدود 500 هزارسال پیش باز می گردد و در حد فاصله انسان راست قامت و انسان هایدلبرگی می زیسته است.

انسان پیشگام:

از روی سنگواره های کشفی در اسپانیا و انگلستان شناخته شد و در حدود 1.2 میلیون سال الی 800 هزار سال پیش می زیسته است.

انسان راست قامت پکن:

انسان معروف پکن، یعنی سین آنتروپ یا انسان راست قامت چین در کنار باقی مانده های استخوانی او تعدادی سنگ کوارتز تراشیده شده نیز پیدا شد. این یافته بیانگر ساخت ابزار ابتدایی از سوی این انسان نما بوده است. در غاری که بقایای انسان چین پیدا شده است. مقدار زیادی خاکستر و استخوان های حیوانات همراه آن بوده و این خود نشان می دهد که انسان چین آتش را می شناخته و حتی حیوانات بزرگی را که شکار می کرده و در آتش بریان نموده و می خورده است. از شکافته بودن درون بعضی از استخوان ها معلوم می شود که انسان چین مزه مغز استخوان را نیز می دانسته است. از پیدا شدن استخوان های حیوانات بزرگ در غار میتوان چنین نتیجه گرفت که این ها به صورت دسته جمعی شکار می کرده اند.

انسان هایدلبرگی:

نسل مشترک انسان امروزی و انسان نئاندرتال که در حدود 750 هزار سال پیش می زیسته و از آن تحت عنوان انسان خردمند نام برده می شود. انسان هایدلبرگی از حیث ساختمان بدن بر میمون انسان (میمون های انسان نما) و انسان چین (پکن) برتری داشته اند.

انسان رودزیایی:

در زیر گروه انسان هایدلبرگی جای می گیرد. انسان خردمندی که قدمت زیستی اش به بیش از 500 هزار سال پیش باز می گردد و با کشف جمجمه اش ملقب به گویس در ایتالیا دوره زندگانی نمایان شد.

انسان نئاندرتال:

در حدود 400 هزار تا 30 هزار سال پیش می زیسته است بر اساس تحقیقات بیش از 10 هزار سال با انسان امروزی در اروپا و آسیا زیسته است.

انسان دنیسووا:

این انسان را باید در زیر گروه انسان نئاندرتال نامید. بررسی های اخیر بیانگر آن است که انسان دنیسووا با دو گروه دیگر انسانی یعنی انسان امروزی و انسان نئاندرتال در حدود 40 هزار سال پیش هم زیستی داشته است.

انسان خردمند ایدالتو:

انسان خردمندی که در حدود 160 هزار سال پیش در کنیا میزیسته و منقرض شده است.

انسان فلورسی:

انسان های کوتاه قامت که به نام هابیت معروف می باشند. بررسی های صورت گرفته بیانگر آن است که این انسان از انسان امروزی جدا شده و تکامل یافته دوره زیستی آن به بیش از 18 هزار سال پیش باز می گردد.

انسان فلورسی

انسان کرومانیون:

در اواخر عصر حجر به وجود آمده بودند و دارای مدنیت بسیار عالی بوده اند. طول قد انسان کرومانیون 180 سانتیمتر بوده است. انسان کرومانیون بسیار قوی و دارای پیشانی و ساختمان بدنش مانند ساختمان بدن انسان امروزی بوده است. این (انسان) در حدود 35 هزار سال پیش احتمالاً از خاورمیانه به اروپا مهاجرت کرده و جای انسان نئاندرتال را گرفته است. انسان کرومانیون سیمای آدمی کنونی را داشته و ابزارهایی عالی می ساخته و شاهکارهای نقاشی و مجسمه سازی به وجود آورده است. کرومانیون ها فرهنگ عالی از خود به جا گذاشتند که از جمله ی آن ها نقاشی های دیواری در غارهای لاسکو و شووه هستند.

انسان خردمند امروزی:

مهاجرت انسان تبار از آفریقا در چند مرحله اتفاق افتاد، انسان راست قامت با تکامل مغزی و پیشرفت در استفاده از ابزار به خارج از آفریقا سفر و وارد اروپا و آسیا شده است. این در حالی است که در همین زمان تیره های دیگر انسانی مانند انسان نئاندرتال، انسان هابیت و انسان دنیسووا در اروپا حضور داشته اند و انسان خردمند گونه دیگری است که پس از عصر یخبندان به اروپا رسیده است.

 

--------

پایان قسمت اول

جهت مطالعه قسمت دوم، اینجا را مشاهده نمایید.

جهت مطالعه قسمت سوم، اینجا را مشاهده نمایید.

جهت مطالعه قسمت چهارم، اینجا را مشاهده نمایید.

جهت مطالعه قسمت پنجم، اینجا را مشاهده نمایید.

--------

توجه: این اثر توسط نویسنده به صورت رایگان در اختیار علاقمندان قرار گرفته است. در صورتی که از محتوای کتاب راضی بوده و آن را مفید می دانید، می توانید مبلغی را هر چند جزئی جهت کمک به کودکان سرطانی موسسه خیریه محک واریز نماید.

ویدئوهای تکامل انسان از منظر انسان شناسی زیستی را نیز در اینجا مشاهده نمایید.

دیگر مقالات سایت
الفبای زندگی

الفبای زندگی

به نظر شما زندگی چیست؟

"سافار"روانشناس بزرگ ایتالیایی، الفبای زندگی را این چنین بیان می‌کند.

مدیریت زمان در کرونا

مدیریت زمان در کرونا

زمـان یکـی از مهمتریــن ثروت هــای هــر فــرد اســت . بســیاری از مــا در انجــام کارهــای روزانــه دچــار کمبــود وقــت مــی شــویم و نمــی توانیــم کارهایمــان را بــ...

من "خودم‌" هستم !

من "خودم‌" هستم !

اعلامیه ویرجینیا ستیر برای احترام به خود:
من "خودم‌" هستم !
در کل جهان کس دیگری نیست که درست همانند من باشد.
کسانی هستند که بعضی از اجزاءشان شبیه م...