آزمون‌های آزمایشی المپیاد زیست شناسی 🎖اگر المپیاد زیستی هستید، قطعا پیشنهاد میشه 🎖
دسته‌بندی:   اطلاعات عمومی

پشت صحنه یک واقعه تاریخی؛ چگونه یک مرد ماراتن را زیر دو ساعت دوید؟

پشت صحنه یک واقعه تاریخی؛ چگونه یک مرد ماراتن را زیر دو ساعت دوید؟

یک هفته پیش از روز بزرگ، الیود کیپچوگه نیمه‌های شب در کمپ تمرینی‌ بر روی تپه‌های کنیا درازکشید و برای مدتی چشمانش را بر روی هم گذاشت. بزرگ‌ترین دونده استقامت جهان خیلی زود قصد داشت برای دومین بار برای تاریخ‌ساز شود و تبدیل به اولین شخصی شود که ماراتن را زیر دو ساعت می‌دود. تمام برنامه‌ریزی آماده‌سازی او طبق برنامه پیش رفته بود.

ولیکن ۵۶۰۰ کیلومتر دورتر در اتریش، رابی کتچل، دانشمند آمریکایی ساعت ۳ نیمه‌شب از کابوس پریدو افکارش آن‌قدر بهم ریخته بود که ازرختخوابش بیرون پرید و با شتاب ۳ کیلومتر را در وین طی نمود.
رابی کتچل نگران بود که کسی وارد میدان کوچکی که در دو هفته اخیر تبدیل به خانه دوم او شده بود، نشود. در چهار ساعتی که به طلوع خورشید مانده بود، او این میدان را که نقشی حیاتی در تلاش کیپچوگه برای رسیدن به زمان یک ساعت و ۵۹ دقیقه داشت زیر نظر گرفت. به چه دلیل ؟
 کتچل به عنوان یک محقق داده‌پردازی به تیم اینئوس (قبلا تیم اسکای) که سه بار قهرمان تور دو فرانس شده، همکاری می‌کرد. او شخصی است که بسیارخوب در مورد تئوری "پیشرفت‌های کوچک اما سرنوشت‌ساز" آموزش دیده بود. در مرکز این میدان یک ساختمان تاریخی قرار گرفته بود و در نتیجه جاده با 2درصد انحنا طراحی شده است؛ طرحی عالی برای دور کردن آب باران از این مرکز توریستی و افتضاح برای دونده مارتنی که می‌خواهد با سرعتی حدود ۲۱ کیلومتر در ساعت بپیچد. کتچل پیشنهاد داده بود در میدان حفاری کنند و انحنای آن از منفی دو درصد به منفی یک درصد برسانند.

دو هفته طول می‌کشید که طرح او عملی شود" او می‌گوید آن‌ها فکر می‌کردند خل و چل هستم" و بعد هم ۱۲ روز کار لازم بود تا میدان دوباره به حالت قبل بازگردد. بدون دانستن این اطلاعات جانبی، دویدن یکی از راحت‌ترین و ساده‌ترین ورزش‌های دنیا به نظر می‌آمد.

برای سردیوید برایلسفورد همه چیز از همان هفته اول مسابقات دوچرخه‌سواری در ایتالیا شروع شد. آن زمان رئیس تیم اینئوس می‌خواست اطمینان پیدا کند که تیمش اولین قهرمانی در جیرو را بعد از آن‌که اسکای خیلی آرام حمایت تیم را رها کرده بود، به دست خواهد آورد. چند ساعتی مطالعه کرد و او نکته‌های زیادی راجع به دوی ماراتن آموخت.
او می‌گوید: "بررسی عمیقی بود. شاید سخنم کمی شبیه بچه درسخوان‌ها باشد اما من خیلی در مورد خودآموزی و خودتربیتی با سرعت زیاد مطالعه کردم."

یک ماه قبل از آن رئیس جدید برایلسفورد آقای جیم رتکلیف که ثروتمند‌ترین مرد بریتانیا و مدیر اجرایی اینئوس از او پرسیده بود که دوست دارد نقش مدیریت پروژه کیپچوگه را به عهده داشته باشد.

حضور در چنین پروژه بزرگی (که بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر در آن کار می‌کنند) آن هم در میانه یک تابستان پر جنب و جوش دوچرخه‌سواری حرفه‌ای برای هر فردی کار شاق طاقت فرسایی است. ولی برایلسفورد یک نبرد درونی دیگری هم پیش‌رو داشت.
او گفت: "حدود ماه مارس  در کمال ناباوری متوجه شدم به سرطان مبتلا هستم. وقتی جیم درخواستش را مطرح کرد، اوضاع شبیه این بود که چند دقیقه صبر کن و حالا یک نفس عمیق بکش چون این پروژه‌ای است که کار و تعهد زیادی به دنبال خود دارد. جذابیت ماجرا برایم این بود که معمولا کوشش می‌کردم برنده مسابقات یا مدال‌های المپیک شوم؛ ولی این یکی موقعیتی بسیار بی همتا بود. پای ورزش دیگری وسط بود که جذابیت بسیاری داشت و ضمن این که بحث تاریخ‌ساز بودن بود نه فقط پیروزی در یک مسابقه."

او پای قراردادی را امضا کرد که می‌دانست، مشغله بسیار زیادی برایش پیش می‌آورد. برایلسفورد گفت: "من از آوریل بسیار سخت روی آن کار کردم، حتی در ژوئن و زمان برگزاری تور دو فرانس. حالا که به عقب می‌نگرم و احساس می‌کنم کار احمقانه‌ای انجام دادم. واقعا می‌گویم، رفتارم مسخره بود. نگاه به گذشته واقعا خجالت‌آور است. تصمیم گرفتم که کتابی در مورد تجربیاتم در مورد سرطان بنویسم"

به کنیا بازگردیم، کیپچوگه تلاشش را شروع کرد، سعی و تلاش در راه رسیدن به بزرگ‌ترین چالش زندگی‌اش. هرچند که هیچ نکته جدید برای او وجود نداشت.
روش این دونده ۳۴ ساله بسیار فروتنانه است. کیپچوگه به رغم ثروت سرشاری که دارد، نزدیک ۳۰۰ روز سال را دور از زن و سه فرزندش در مرکز کاپتاگات، دهکده کوچکی در ارتفاعات کنیا، تمرین می کرد.

او در میان حریفان تمرینی‌اش به "آقای رئیس" مشهور بود. اما او که توالت‌ها را تمیز می‌کرد و سهمش از کارهای روزمره را انجام می‌داد. او به یکی از سرودهای مانترا (کلمات و آواهایی در آیین هند و بودایی) وفادار است که می‌گوید: "زندگی ساده تو را آزاد می‌کند."

همان طور که کیپچوگه در ماه آوریل به من گفت: "تو می‌دوی، غذا می‌خوری، می‌خوابی و گردش می‌کنی. زندگی همین است و احتیاجی نیست، پیچیده‌اش کنید. زمانی که اوضاع را پیچیده کنید، ذهنتان منحرف می‌شود."

بزرگ‌ترین سوال تیم اجرا کننده چالش ۱:۵۹ این بود که کدام ورزشکار این کار را انجام خواهد داد؟

جواب سوال خیلی ساده بود: فقط یک نفر الیود کیپچوگه. بزرگ‌ترین دونده بی حاشیه ماراتن در تمام تاریخ. رکورددار دنیا، قهرمان المپیک و برنده ۱۱ مسابقه از ۱۲ دوی ماراتن. و از این‌ها باارزش‌تر مردی که تجربه تحمل فشارهای باورنکردنی را داشت. الخصوص در یک دوی ماراتن سازمان‌یافته که روح انسان به مسیری پر‌می‌کشد که قبلا راهی به آن بوده است.

ماه مه ۲۰۱۷ شرکت نایکی، برنامه "برکینگ ۲" را سازماندهی داد و قرار بود کیپچوگه برای نخستین‌بار از دو ساعت عبور کند. آن زمان رسیدن به چنین چالشی به معنای دویدن در ۳ دقیقه کمتر از بهترین رکورد او بود؛ یک بلندپروازی شگفت‌آور. او مسابقه را در ۲ دقیقه و ۲۵ ثانیه به اتمام رساند.
کیپچوگه یکی از طرفداران ضرب‌المثل "توانایی بشر محدودیت ندارد" است. ولی بعدها معلوم شد که او زمانی که در پیست تاریخی مونزای ایتالیا برای "برکینگ ۲" آماده می‌شد از نظر ذهنی آرامش نداشت.
والنتین ترو، که مدت‌ها بود مربی‌گری این دونده را به عهده دارد، گفت: "الیود از نظر بدنی تمرین می‌کرد اما هفت ماه طول کشید تا او از نظر ذهنی قانع شود، انجام چنین کاری شدنی است. این تغییر ذهنیت بزرگ‌ترین پیروزی نسبت به دو سال پیش بود."
کیپچوگه هم عقیده یکسانی دارد: "مونزا درهای زیادی را باز کرد. آن مسابقه به من اعتماد به نفس داد تا بتوانم رکورد جهان را بشکنم."

سوال اصلی برای برایلسفورد، کتچل و خیلی‌های دیگر این بود که: چگونه می‌توانند کمک کنند؟ قبل ازهر چیز باید مکانی بی‌نقص پیدا می‌کردند..
در روزهایی که انتخاب وین به عنوان گزینه نهایی قطعی می‌شد، تیم برگزارکننده، سنسورهایی را در گوشه و کنار هاپتال و در منطقه‌ای ۴۴۰۰ متری قرار دادند. نتیجه‌ای که به دست آمد باب دل کتچل بود: باد کمتر از یک متر بر ثانیه سرعت داشت؛ شرایطی ایده‌آل.

در عین ناباوری کتچل هنوز راضی نبود. با توجه به دانش عمیقی که او در نتیجه سال‌ها حضور در دوچرخه‌سواری حرفه‌ای در مورد آیرودینامیک داشت، به دنبال راهی بود که تاثیر باد  به آسانی ازین هم کمتر شود. او این نقشه را با به کارگیری چهی و یک دونده که به طور نوبتی روبروی کیپچوگه می‌دویدند، عملی کرد: دوندگانی شامل متیو سنتروویتز قهرمان ۱۵۰۰ متر المپیک و جیکوب اینگمریگستن، دونده جوان نروژی.
کتچل همچنین از یک برنامه کامپیوتری استفاده کرد تا در مورد فواید ۱۰۰ فرم مختلفی که او می‌توانست بدود و تحقیق کند. در پایان آن‌ها فرم مفیدی را یافت. هرچند که چنین کاری حتی برای اشخاص کهنه‌کاری و تجربه‌ای که در دوچرخه‌سواری داشتند، مورد تازه‌ای محسوب می‌شد. آن‌ها به فرم "V" رسیدند و شاید تنها موجوداتی که آن‌طرف‌ها از این فرم استفاده می‌کردند، غازهای مهاجر بودند.

با این حال هنوز هم عملی کردن یک طرح کامپیوتری در دنیای واقعی ساده نبود. یک تیم پشتیبانی اینئوس و یک شرکت مربی‌گری به نام "اینسایت" مشغول کار روی پروژه بودند. سرانجام طرح به نتیجه رسید. در حقیقت در پی عملکرد مطلوب  در جلسات تمرینی بود که بالاخره طرح تایید شد.
سیستم "V" موجب شد که فشار هوایی که روبروی کیپچوگه بود به یک‌ششم مقداری برسد که او اگر خودش به تنهایی می‌دوید با آن مواجه می‌شد. حالا اما کتچل با یک کابوس تازه مواجه بود: احتمال خیلی جدی وجود داشت که کیپچوگه بیش از توانش گرمش شود.

کتچل می‌گوید: " تا یک شب مانده به مسابقه هم ایده‌های گوناگونی به ذهنم می‌رسید که چگونه می‌توانم این مسئله را مدیریت کنم."
بخشی از مسئله را یک متخصص تغذیه حل کرد که توانست تصویری صحیح از میزان آب بدن کیپچوگه ارائه دهد. دونده کنیایی هر ۵ کیلومتر یک بطری آب می‌نوشید. وقتی او بطری‌اش را زمین می‌انداخت، این بطری به یک مرکز تحقیق برده می‌شد تا مشخص شود که او هربار چقدر از آب بطری را نوشیده و اثر آن چقدر بوده است.

راه حل دیگر این بود که کیپچوگه هربار که احساس گرما می‌کرد، کمی از فرم تیمی خود خارج شود. به زبان ساده‌تر: توانایی تطبیق یک فرد با یک برنامه موشکافانه و حجم زیادی تکنولوژی. چند متر جلوتر از کیپچوگه یک ماشین حرکت می‌کرد که می‌توانست سرعتش را تا ۱۰۰ متر بر ساعت تطبیق دهد و از داخل آن یک نور لیزری تابیده می‌شد که به کیپچوگه و بقیه دونده‌ها راهنمایی کند تا در جای خودشان بدوند.

اما حتما از همه این‌ها مفیدتر مردی بود که کنار کیپچوگه در تمام مسیر رکاب می‌زد. این مرد تروو بود.

تروو از هلند دعوت شده بود. او پیش از ملحق شدن به شرکت ورزشی "گلوبال اسپرتز کامیونیکیشن" در یک شرکت بیمه مشغول بود و یک مربی یک تیم اسکیت روی یخ بود. تروو و کیپچوگه در روز مسابقه باهم ناشتایی خوردند: "الیود بلغور جودوسر با موز و عسل خورد. این غذا او در صبح‌های مسابقه است، تنها زمانی که این غذا را می‎خورد." و در طول ماراتن هم شانه به شانه هم حرکت می‌کردند. تروو کنار کیپچوگه دوچرخه سواری می‌کرد .
او می‌گوید: "دویدن برای کنیایی‌ها همان معنایی را دارد که دوچرخه‌سواری برای هلندی‌ها دارد. من که مشکلی ندیدم."

هنگام دیدن فیلم مسابقه، وقتی که مرد هلندی بطری آب را به کیپچوگه می‌دهد، به نظر می‌رسد که با لپ‌تاپی که روی دسته دوچرخه‌اش نصب شده، توصیه‌هایی با استفاده از فناوری‌های پیشرفته دریافت می‌کند.
تروو با  صورت خندان می‌گوید: "خیلی‌ها از من پرسیدند با لپ‌تاپی که روی فرمان دوچرخه‌ام بود چه کاری انجام می‌دادم. اما حقیقتا یک پایه بود که من برگه‌هایم را که زمان‌های جداگانه دویدن الیود در آن نوشته شده بود را رویش قرار بودم. ما یک تیم عالی متشکل از دانشمندان داشتیم. ولی من روش‌های قدیمی را جایگرین می‌کنم و همیشه معتقد به ارتباط انسانی هستم. طبیعی است که الیود از روی ماشینی که آن‌جا قرار داشت می‌توانست ریتم دویدنش را ببیند ولیکن من می‌خواستم در برخی موارد به او آرامش خاطر بدهم."

یکی دیگر از این ارتباط‌های انسانی حضور تماشاگران در کنار مسابقه بود. نبودن جمعیت در پیست مونزا و هنگام پروژه برای کیپچوگه ناامید‌کننده بود. این مطلب در وین وجود نداشت و تروو می‌گفت این عاملی بود که موجب شد دونده کنیایی تاریخ‌سازی شود.

او گفت: "آسفالت تازه خیابان خیلی خوب بود و تغییر مطلوبی به وجود آورد ولی تماشاگران ۱۲۰ هزار نفری در طول مسیر ، انرژی بسیار زیادی ایجاد کردند که قابل محاسبه نبود."
"الیود این انرژی را در زمان مسابقه و روزهای انتهایی به آن حس می‌کرد. او صبح  زود هر که برای دویدن در وین بیرون می‌رفت، طرفدارانی را می‌دید که  میخواستند از او امضا بگیرند و از کشورهایی مانند اکوادور، کلمبیا و سایر نقاط جهان جمع شده بودند. شخصی به او گفت، من واقعا امیدوارم که مسابقه شنبه انجام گیرد، چون پولی برای اقامت بیشتر ندارم. این تقابل‌ها است که تفاوت را ایجاد می‌کند."

اما ارتباط انسانی همیشه به این شکل زیبا نیست و این موضوعی بود که موجب ترس تیم شده بود.
تروو می‌گوید: "در فرهنگ کنیایی مردم مداوم باهم دست می‌دهند. اگر ما یک ساعت قبل ملاقات داشته باشیم باز باید به‌هم دست بدهیم. طبیعی است که این عاملی مطلوب در روابط انسانیست که بین تیم دونده‌ها بود اما شما باید با افرادی دست بدهید که قبلش چشم‌ها، گوش‌ها یا دهانشان و شاید بینی خود را لمس کرده‌اند.": مایع‌های ضدعفونی‌کننده دست راهکار خوبی بود ولی اعضای تیم ابتدا خیلی در مورد استفاده از آن‌ها راحت نبودند اما خیلی زود همه به استفاده از آن  عادت کردند."

توجه به جزئیات چیزی بود که تیم می‌خواست مورد توجه کیپچوگه هم باشد. او بیشتر هفته انتهایی را در اتاقی در حالی پشت سر گذاشت که کتابی در زمینه کمک به خود با نام "اول، اولین چیزها" را مطالعه می‌کرد: "این کتاب در مورد تشخیص درست اولویت‌ها در زندگیست."نخستین اولویت کیپچوگه در وین، دویدن کمتر از دو ساعت بود و او این کار را به درستی انجام داد، هرچند که به دلیل عوامل مختلف از تغییر شیب میدان و یا گروه دوندگان این رکورد به عنوان رکورد جهان ثبت نگردید، ولیکن همان گونه که برایلسفورد تاکید داشت، این یک پیروزی بود.

او می‌گوید: "حضور در چنین محیطی مانند حضور در فینال المپیک است. من به این دلیل کوشش کردم و در پروژه غرق شدم که زمانی‌که به شما می‌گویند که گرفتار بیماری سرطان شده‌اید، نمی‌دانید بعدا چه اتفاقی پیش روی شماست. این نگرش ذهنیت شما را تغییر می‌دهد و شما تصور می‌کنید برای چنین روزی باید کمی بیشتر زندگی کنید."

اما اگر  تصور کردید که این سقف انتظارات کیپچوگه از زندگی است، اشتباه می‌کنید.
رکورد شخصی او بدون تردید از این بهتر است. او مسافت ۴۲ کیلومتری و ۱۹۵ متری را در مقابل چشمان زن و فرزندانش در یک ساعت و ۵۹ دقیقه و ۴۰ ثانیه دویده است.

فرزندان کیپچوگه شش ساله ، هشت و سیزده ساله هستند. دوازده قهرمانی اصلیش در مسابقات مارتن و لیست بلند بالای افتخاراتش مانند مدال طلای المپیک در دوران مدرسه رفتن فرزندانش به دست آورده بود. او می‌گوید: "دوست داشتم فرزندانم قسمتی از تاریخ را می‌دیدند."

حالا و بعد از این تاریخ‌سازی پرسش‌های فراوانی به ذهنم می‌رسد: در ذهن این قهرمان چه می‌گذرد؟ آیا او می‌تواند سریع‌ترهم برود؟ او خواهد توانست رکورد زیر دو ساعت را در یک ماراتن معمولی هم تکرار کند؟قهرمان کنیایی داستان ما، دو هفته پس از مسابقه گفت: "من خیلی حوصله جشن گرفتن را ندارم. ابتدا می‌خواهم روی ریکاوری بدنم تمرکز کنم. حقیقتش زیاد هم خسته نشدم."

برچسب‌ها: روانشناسی
دیگر مقالات سایت
كمال گرايي در كودكان

كمال گرايي در كودكان

كمال گرايي در کودکان بدان معنی است که کودک اين باور اشتباه را در ذهن خود دارد که نقص يا اشتباه غير قابل بخشش است. برای غلبه بر اين نوع تفکر بايد به كودك كمك كنيد تا جها...

ذهن آگاهی چیست و نحوه پذیرش ذهن آگهی

ذهن آگاهی چیست و نحوه پذیرش ذهن آگهی

ذهن آگاهی به معنی بازگشت به زمان حال است نه ماندن در زمان

حال ذهن آگاهی، آن حالتی از ذهن است که آگاه...

هر چه کمتر بدانید، فکر می‌کنید بیشتر می‌دانید!

هر چه کمتر بدانید، فکر می‌کنید بیشتر می‌دانید!

از نظر علمی ثابت شده است که هر چه کمتر بدانید فکر می‌کنید بیشتر می‌دانید. به این واقعیت اثر دانینگ-کروگر گفته می‌شود. دو دانشمن...