کلاس تخصصی المپیاد زیست شناسی، کمپبل تابستان 99 لینک خبرها
دسته‌بندی:   سلاطین علم

گالوا، نبوغ در مقابل حماقت (3)

گالوا، نبوغ در مقابل حماقت (3)

اگر جسمی لازم است که مردم را به قیام وادارد من حاضرم خود را تقدیم کنم. -گالوا-

آخرین ضربه بر گالوا مرگ سوزناک پدرش بود. پدر گالوا که شهردار بورلارن بود همواره مورد حمله روحانیون قرار داشت مخصوصاً اینکه در مقابل اتهامات کشیش و روحانیون محل از همشهری های خود دفاع می کرد. بعد از انتخابات پرجنجال سال ۱۸۲۷، یک کشیش جوان مبارزه هایی همراه با دشنام بر علیه شهردار شروع کرد و برای اینکه او را بدنام سازد از هنر وی در سرودن شعر سوء استفاده کرد و شعری رکیک بر علیه یکی از افراد خانواده گالوا ساخت و با امضای شهردار برای همه اهالی محل ارسال کرد. پدر گالوا که مرد درستکار و نجیب بود تحمل این ضربه را نداشت و روزی هنگام غیبت همسرش به پاریس فرار کرد و در آپارتمانی واقع در نزدیکی مدرسه محل تحصیل پسرش خودکشی نمود. هنگام خاکسپاری وی عده‌ای از اهالی محل که سخت خشمگین شده بودند به جانب آن گروه روحانیون سنگ پرتاب کرده و پیشانی یک کشیش را شکستند و گالوا مشاهده کرد که تابوت پدرش در میان شورشی باورنکردنی در گور آرام گرفت. از آن پس در همه جا و نسبت به هرکسی سوء ظن و احساس عدم عدالت داشت و هیچ احساسی از نیکی را لمس نمی کرد.

بعد از شکست دوم در آزمون ورودی مدرسه پولی تکنیک به دانشسرای عالی رفت تا خود را برای فراگیری علم آماده سازد. مدیر مدرسه در حقیقت مدیری جدید بود که به نفع سلطنت طلبان و روحانیان آن زمان جاسوسی می‌کرد. درمیان هیاهو و شورشی که در این سال ها حتی اساس کشور فرانسه را به لرزه آورده بود، پستی و حقارت این مدیر جدید تاثیر بسیار ناگواری بر آخرین سال های زندگی گالوا داشت. باتوجه به دشمنی معلمان با وی، گالوا تصمیم گرفت خود به تنهایی برای امتحانات آخر سال آماده شود. نمره های کسب شده اش بسیار جالب است، در ریاضی و فیزیک به او بسیار خوب دادند و در آخرین امتحان شفاهی درباره او نوشتند "این شاگرد گاهاً به صورت مبهم تفکرات خود را بیان می کند ولی بسیار باهوش است و دارای قدرت تفکر بسیار بالاست. وی برخی از نتایجی را که خود در آنالیز به دست آورده است به من نشان داد." همین طور در مورد درس ادبیات وی نوشتند "وی هیچ چیز بلد نیست و به من گفته‌اند که در ریاضیات دارای قدرتی خارق العاده است و این موضوع من را حیرت زده می کند زیرا به نظر می آید که وی بسیار کم هوش است! اگر واقعاً این شاگرد آن گونه که من تصور می کنم باشد، تصور آن که معلم خوبی شود بسیار سخت است." و البته طبیعی است گالوا با توجه به تجربه خود از معلمانش در جواب گفت "خدا نخواهد!".

در فوریه سال ۱۸۳۰ و در ۱۹ سالگی گالوا وارد دانشگاه شد. وی در طی سه سال سه اثر جدید درباره مسائلی تنظیم کرد که در آن ها نشانه هایی از کار بزرگ او در باره معادلات جبری دیده می شود. در حقیقت این اثر بزرگ پیشرفت مهمی بود که گالوا مجموعه نتایج اش را جمع کرده بود تا تقدیم آکادمی علوم کند به این امید که جایزه بزرگ ریاضی آکادمی علوم را کسب کند، جایزه ای که فقط بزرگترین ریاضیدانان می تواند مدعی آن باشند. طبق نظر بزرگترین ریاضیدانان این اثر به معنای واقعی کلمه شایسته کسب این جایزه بوده است. نسخه خطی گالوا به دبیرخانه آکادمی رسید و دبیر آکادمی آن را نزد خود نگه داشت تا مطالعه کند، اما مرگ به سراغ وی آمد و فرصت مطالعه آن را کسب نکرد. هنگامی که اوراق وی را مرتب می کردند اثری از این نسخه خطی به دست نیامد و گالوا دیگر نامی از آن نشنید. خیلی کار دشواری است اگر بتوانیم گالوا را سرزنش کنیم که چرا این همه بد اقبالی اش را به چیزی جز شانس نسبت نداده است. بعد از اتفاقی که برای گالوا و از جانب کوشی روی داد، تکرار همین حادثه ای واقعاً غمی جانگداز بود. گالوا خود چنین می نویسد "در نتیجه تشکیلات غلط اجتماعی نبوغ به طور ابدی برای مردم پست و حقیر محکوم به عدم عدالت است." در نتیجه کینه او نسبت به اجتماع افزایش یافت و خود را با تمایلات جمهوری خواهان و رادیکال ها که در آن هنگام در انزوا بودند وارد سیاست کرد.

اولین تظاهرات انقلاب، گالوا را بسیار خوشحال کرد و تلاشش را کرد تا دوستان خود را در دانشسرای عالی وارد این جنبش کند اما آن ها تردید داشتند زیرا مدیر از ایشان قول شرف گرفته بود تا مدرسه را ترک نکند. گالوا از قول دادن خودداری کرد و مدیر از او خواهش کرد که تا فردای آن روز صبر کند. در سخنرانی که مدیر برای شاگردانش انجام داد رعایت نکته سنجی در سخنرانی اش را انجام نداد به گونه‌ای که گالوا بسیار عصبانی شد در حدی که تصمیم گرفت همان شب از مدرسه فرار کند ولی متاسفانه دیوارهای مدرسه بسیار بلند بود.

 آخرین ماه های سال ۱۸۳۰ همانقدر آشفته و پر هیجان دنبال شد که بعد از هر انقلاب سیاسی می توان انتظار داشت. در طی حوادثی که رخ داد و گالوا جو مدرسه و دوستانش را با مدرسه پولی تکنیک مقایسه کرد، بعد از نوشتن یک نامه ای جنون آمیز به روزنامه مدارس، از مدرسه اخراج شد. بعد از این اتفاق مجدداً نامه ای نوشت و این بار دانشجویان را مورد خطاب قرار داد و گفت "من از شما چیزی برای خود نمی خواهم و صحبت من تنها برای حفظ شرافت شماست و به وجدان شما متوسل می شوم."  بدیهی است که این نامه بی جواب ماند.

در طی کش و قوس های زمان، گالوا به دفعات ناامید شد. اما در نهایت درنتیجه تشویق یک ریاضیدان به نام پوآسون و در آخرین تلاش که با ناامیدی کامل بود یکی از آثار خودش را در مورد حل معادلات به آکادمی علوم فرستاد، همان که امروزه به نام تئوری گالوا می شناسند. پوآسون که باید در مورد این اثر گزارش ارائه می داد، بدون آنکه ذکر کند چه مدت را برای آن وقت صرف کرده است، و برای حفظ ظاهر اظهار داشت که این اثر نامفهوم است. این رویداد در حقیقت آخرین قطره آبی بود که ظرف را لبریز می کرد و پس از آن گالوا تمام انرژی خود را صرف انقلاب کرد. وی چنین می نویسد "اگر جسمی لازم است که مردم را به قیام وادارد من حاضرم خود را تقدیم کنم."

بعد از یک جلسه جمهوری خواهان که جوانان ترتیب داده بودند و در طی یک رخداد، گالوا معروف و شناخته شده شد، در حدی که فردای آن روز در منزل مادرش دستگیر و زندانی شد. وکیلی که دوستانش برای او گرفته بودند تلاش کرد با حیله های بسیار گالوا را از معرکه نجات دهد اما گالوا حاضر نشد که حقارت را به جان بخرد و طی یک محاکمه با غرور بسیار، دادگاه و قضات دادگاه را به سخره گرفت. قاضی که مردی نجیب بود به متهم اعلام کرد که این راه باعث سهولت در روند دادگاه اش نخواهد بود و وی را ساکت کرد. در هر حال واضح بود که دادگاه و قضات به شدت به جوانی متهم اهمیت دادند و قصد داشتند به وی ارفاق کنند و تنها بعد از ده دقیقه رای خود را اعلام کرده و متهم را بی تقصیر دانستند. گالوا چاقوی خودش را که به عنوان آلت جرم و اغتشاش بر روی میز دادگاه قرار داشت برداشت، آن را بست و در جیبش گذاشت و بدون هیچ کلامی از دادگاه خارج شد. اما مدت زیادی آزاد نماند و کمتر از یک ماه بعد، یعنی روز چهاردهم ژوئیه سال ۱۸۳۱ بار دیگر دستگیر شد. این بار فقط به عنوان احتیاط این کار را کرده بودند، زیرا جمهوری خواهان قصد تظاهرات داشتند و حکومت گالوا را یک فرد رادیکال می دانست، بدون هیچ گونه اتهامی به زندان انداختند.

پایان قسمت سوم

قسمت اول زندگی نامه گالوا را در اینجا بخوانید.

قسمت دوم زندگی نامه گالوا را در اینجا بخوانید.

قسمت چهارم زندگی نامه گالوا را در اینجا بخوانید.

  
دیگر مقالات سایت
آشنایی با بیوشیمی

آشنایی با بیوشیمی

بیوشیمی مطالعه واکنش‌های شیمیایی موجود در موجودات است. این علم ترکیبی از زیست شناسی و شیمی است. بیوشیمی در اوایل قرن بیستم به یک رشتۀ جداگانه تبدیل شد. بیوشیمیست&z...

خاطرات یک روانشناس در دوران کرونا

خاطرات یک روانشناس در دوران کرونا

ساعت ۱۰ امروز مشاوره آن لاین داشتم با دختری ۳۰ ساله که اولین بار بود می دیدمش . خوب طبق روال همیشه ازش خواستم یه کم از خودش برام تعریف کنه. شروع کرد به حرف زدن در مورد...

راهب اتریشی، پدر علم ژنتیک، گرگور مندل

راهب اتریشی، پدر علم ژنتیک، گرگور مندل

گرگور مندل راهب اتریشی بود که از طریق آزمایشات در باغچه خود اصول اساسی وراثت را کشف کرد. مشاهدات مندل به پایه و اساس ژنتیک مدرن و مطالعه وراثت تبدیل شد و او به طور گستر...